X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389

برف

هوررررررررررررررررررررررررابرف.داره برف میاد.صبح که بیدار شدم انگار برق منو گرفت اول فکر کردم دارم خواب می بینم بعد دیدم نه،واقعیه.چنان از جام پریدم که از روی تخت پرت شدم تند تند دست و صورتمو شستم .یه چیزی خوردم و پریدم تو خیابون.یه کوچه ی دراز ،آروم ،بی صدا،گاهی صدای لاستیک ماشینی و بعد دوباره سکوت.اونقدر راه رفتم و نفس کشیدم که گرمم شد.داشتم ذوق مرگ می شدم همین الان برگشتم خونه .پریدم اینجا احساسم را بنویسم.یک ساعت دیگه دوباره می زنم تو کوچه.جاتون خالی.

نظرات (13)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 11:52
+ خاک سرخ
سلام
این طرف که هنوز نشسته . یه کم بارون اومد و فقط خیابون رو خیس کرد .
در پناه حق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست جدیدم.ممنون که سرزدی.بازم بیا.منم بهت سر می زنم.راستی مقصودت از این طرف ،کدوم طرفه؟
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 12:07
+ فرید
ناگهان دیدم سرم آتش گرفت

سوختم ، خاکسترم آتش گرفت


چشم وا کردم ، سکوتم آب شد

چشم بستم ، بسترم آتش گرفت


در زدم ، کس این قفس را وا نکرد

پر زدم ، بال و پرم آتش گرفت


از سرم خواب زمستانی پرید

آب در چشم ترم آتش گرفت


حرفی از نام تو آمد بر زبان

دستهایم ، دفترم آتش گرفت
(قیصر امین پور)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یادش به خیر،دوستش داشتم.چه زود و نا بهنگام رفت.انگار بعد از تصادفش دیگر احساس می کرد که رفتنی است.اگر اینها می روند خط زیبایی از خودشان در زمان به جای می گذارند و وای به حال من ،آمدم و می روم بدون نشانی و یادی بر جا مانده حتی در خاطری.
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 13:14
+ آفتاب
هوررررررررررررررررررررررررا

ویس عزیزم خوشحاله

چه روز خوبیه امروز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای دوست خوبم،مهربونم.می بوسمتواقعا امروز سبک شدم.ولی خدا کند که ببارد.
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 14:10
+ مریم
خوش به حالت !
این جا هوا ابره ابره !
و خیلی هم سرد !
همه چیز مهیاست فقط باید خدا بخواد که امیدوارم بخواد و برف بیاد!
سلااااااااااااااااام!
دیروزم اومدم وبت باز نشد اما !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منظورت از این جا،کجاست؟ای بابا برف قطع شد ولی هوا سرده.شاید دوباره بیاد.
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 14:42
+ فرخ
به رهگذران و عابرانی که چون تو مبهوت این هوا شده اند
به کلاغها و گنجشکهای کزکرده و کم تحرک
به درختهایی که احساس شان همیشه ناپیداست
به جویهایی که روان اند
به ابرهایی که می بارند
به ادمهای پشت پنجره های بسته
به دستهای سرد و لپهای قرمز و ......
برسان سلام ما را
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش می تونستم.نشد.چون برف قطع شد.راستی شعر شما دست کمی از شعر شفیعی نداره.خیلی قشنگه .به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را.به کلاغ ها وگنجشکهای کز کرده وکم تحرک برسان سلام ما را.ممنون از این همه لطافت طبع.
یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1389 ساعت 21:25
+ کوروش
نمیدانم چرا هرگاه حرف برف میان میاد یاد ترانه ای از حبیب
زمزمه زبانم می شود
ببار ای برف
ببار ای برف سنگین بر مزارش
به من میگفت :برفو دوست داره
به من میگفت:اگه آروم بباره

خوشا به حالت که برف رودیدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این تصنیف مرا تا سر حد مرگ ناراحت می کنه و اشکمو در میارهولی امیدوارم شما این حس را پیدا نکنید وقتی گوش می کنید.بعدم بگم شما تو بهشت ایران زندگی می کنید خوش به حال شما.
دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389 ساعت 08:40
+ قندک
سلام ویس عزیز. اصلا هول نشو. حالا که اومد دیگه ولکن نیست. مطمئن باش. به فکر سلامتی خودت باش برف همیشه هستش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ولی من همیشه سر هر چیزی هول میشم.ذوق می کنم.
دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389 ساعت 10:00
+ آذرخش
سلام
خوبی؟
خوشبحالت که موفق به دیدن برف شدی
مواظب باش سرما نخوری یه وقت
ممنونم اومدی به وبم سر زدی و نظر دادی
باشه حتما. هروقت فرصت بشه آپ می کنم
خوش بگذره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام امیدوارم خوب باشی.ممنون که به سراغ من آمدی،خیلی هم نرم و آهسته نیا،چون چینی نازک تنهایی من از جنس نشکنه و ترک بر نمی داره.
دوشنبه 20 دی‌ماه سال 1389 ساعت 10:07
+ تارا
واقعا که هوووووووووووووووووووووورا رو داره
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 09:39
+ قندک
سلام ویس عزیز و دوست داشتنی. من خودمم که برای دیگران خوب نسخه می دهم نیز از افراد هول و ذوق زده هستم مثل خودت.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 13:17
+ برزین
سلام
بارش برف همیشه الهام بخش شعر و احساسات درونی آدمهاست . به همین دلیل کسانی که اهل دل هستند از بارش برف هیجان زده می شوند .
از ترانه هایی که از بچگی توی ذهنم مانده و بعضی وقت ها آن را با خودم زمزمه می کنم همین ترانه است :
گوله گوله برف میاد برف میاد
از تو بر فها صدای حرف میاد .....
نمیدانم ترانه اش مال کی بود اگر اشتباه نکنم گوگوش آن را می خوانده .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم این ترانه را نشنیدم.ولی اشاره ی خوبی کردی.آدم انگار با باریدن باران و برف تازه میشه.شایدم تو کشور ما که کم باران است اینقدر شادی به همراه داره.
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 15:17
+ کرانه
سلام
برف هم خودش نعمته
نعمتیه که تو از دیدنش خوشحال شدی رفتی ته یه جورایی در آغوش بگیریش
اینجا برای ما نه برف هست و نه بارون فقط سرماست و سرما که من بدم میاد تنها حسنی که داره اینکه آدم خوش تیپیش خیلی با کلاس تر از تابستونه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.مگر کجایی که فقط سرده؟
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1389 ساعت 19:22
+ پرنیان
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

زمین را بارش مثقال، مثقال
فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ

سرود کلبه ی بی روزن شب
سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه های باد پیداست
که شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده های برفها، باد
روان بر بالهای باد، باران

درون کلبه ی بی روزن شب
شب توفانی سرد زمستان ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شعر قشنگی است.ممنونم عزیزم.