X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390

شمعدانی

رفته بودم تو حیاط .وای یک شبه همه بیدار شده بودند.حتی اون تنبلترین گیاه که خواب مونده بود با رعد و برق  دیشب از خواب بلند شده بود .هیاهوی شادی گل و برگ و درخت را میشنیدم.ما سمعییم و بصیریم و هشیم/با شما نا محرمان ما خامشیم..سبز و جوان.جوانه های خندان.شبنم و باران روی گلبرگ ها ،خجالت کشیدم وقتی پاییز شده بود وبعدش زمستان امده بود آنها تسلیم شدند،اعتراضی نکردند.آرام و معصومانه خشک شدن را قبول کردند و اکنون در یک خیزش برای حیات دوباره دعوت شدند.واین هدیه برای آن تسلیم بود.ومن این روزها خیلی بیقراری کردم.خیلی دست وپا زدم.شاکی شدم.رنج کشیدم.دوستی سال ها پیش به من گفت:ببین وقتی گلدان گلی را دور از پنجره می گذاری،بعد از چند روز برای زندگی ،خودش را به سمت نور می کشد.خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند.وچطور انسان در سیاهی نا امیدی می ماند و خودش را به سمت امید نمی کشاند؟نشستم روبروی شمعدانی کوچکی که پراز غنچه بود.بر و بر به هم نگاه کردیم.بلندشدم بوسیدمش .خندید باور کنید توهم نیست خندید.ومن دیدم روی خط زمان از او کمترم.او به من زیبایی می بخشد ومن غر می زنم.او می میرد و زنده میشود ومن با نا امیدی در یک مردن دائمی هستم.تاثیر او بر حیات از من که قرار بوده بار امانت را بر دوش بکشم بیشتر است.و مدام به خودم گفتم:کارساز ما به فکر کار ماست/فکر ما در کار ما ،آزار ماست

نظرات (27)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:05
+ باران
این بهار نو ز بعد برگ ریز
هست برهان وجود رستخیز

در بهار آن رازها پیدا شود
هر چه خورده‏ست این زمین رسوا شود

بر دمد آن از دهان و از لبش
تا پدید آرد ضمیر و مذهبش‏

سر بیخ هر درختى و خورش
جملگى پیدا شود آن بر سرش‏

رازها را می کند حق آشکار
چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

هر غمى کز وى تو دل آزرده‏اى
از خمار مى بود کان خورده‏اى‏

لیک کى دانى که آن رنج خمار
از کدامین مى، بر آمد آشکار؟

این خمار اشکوفه‏ى آن دانه است
آن شناسد کآگه و فرزانه است‏...


سلام
و زنده باد دل بزرگ ویس
خوشحالیم خیلی خیلی..!
..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زنده باد دوستم باران با این شعر و مثنوی قشنگ.
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 07:49
+ آرمان.
آنچه او دارد ما نداریم امید است
امید به فردا و بهار از پس زمستان

رنگ امید ما پاییزی است
اما رنگ امید او مثل بهار سبزه سبز است
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همیشه به خودم قول دادم هیچگاه افسرده نشم.در سخت ترین روزهای زندگیم ،با ابرهای سیاه شاید لحظاتی شده که دراز کشیدم و گفتم کاش تموم میشد.ولی باز دوباره شروع کردم.گیاهان و درختان برایم خیلی الگو هستند.
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 08:01
+ آذرخش
سلام ویس عزیز
خوبی؟
اوضاع و احوال چطوره؟
امیدوارم همه چیز خوب و روبراه باشه
نوشته خیلی قشنگی بود و تاثیر گذار. اما افسوس که زیاد پندپذیر نیستیم. دوروبرمون چیزای زیادی هست که می تونیم ازش درس بگیریم ولی...
اتفاقا یکی از انتخاب هام واسه آهنگ، یکی از ترانه های شهیدیه."اون نگاه گرم تو" که از بچگی خیلی باهاش خاطره دارم...در اولین فرصت اینکارو می کنم
شاد و سرحال باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای که من عاشق این آهنگم.حتما میام بهت سر می زنم.در باره پند پذیری ،از مردم اگر باشد گوش نمی کنم.ولی طبیعت خیلی درس ها می دهد.گاهی گوش می کنم.
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 10:21
+ پرنیان
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار ...............
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یادش گرامی.ولی واقعا باید از بهار کام گرفت .دیدی چه بوی خوبی این روزا تو فضا است؟
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:15
+ کوروش
من اگر تک بیتی های زیبای صائب نباشد
به جرات می گویم بیدل دریای بی انتهای ادب ماست وشناخت این زیبائی
را مدیون استاد مسلم شفیعی کدکنی هستم
ولی ویس عزیز اشاره به سبک شخصی ات آیا باور داری یا چون من فکر می کنی که اینان که خود را دارای سبک میدانند به بیراه می روند؟

ومن سبک خراسانی را به شیوه ی تلفیقی اخوان ثالث بیشتر می پسندم
کلیه نظراتت را به جان ودل خریدارم.
بخصوص سبک صادق هدایت عزیز در ادبیات معاصر را

امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینان را که حرفشان را واقعا نزن.فقط ادعاست.ولی در مسیر نقد هنر ،سبک شخصی ،سبکیست که شما تا چند جمله بخوانید فورا بگویید این قلم فلان نویسنده،یا شعر فلان شاعر است.برای سبک صادق هدایت ،میام و در وبتون می نویسم .چشم.
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 02:23
+ کوروش
باغبان پیر
پنجه بر گل آفتاب کشید
برخیز
کاینک زمان شکوفه است
...

فرق ادمی و دیگر جانداران در ان است که انان کاری میکنند از روی غریزه . ارامند و ارامش حیاتشان
ولی ما ....

امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم فکر می کنم کاش این کانال های اختیار نبود .میومدیم و می رفتیم بدون پرسشی و امتحانی.ولی خوب هر چیزی تاوانی دارد.
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 03:10
+ باران
...

آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
آمد ندای آسمان تا مرغ جان پران شود
هم بحر پرگوهر شود هم شوره چون گوهر شود
هم سنگ لعل کان شود هم جسم جمله جان شود
گر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شد
اما دل اندر ابر تن چون برق‌ها رخشان شود
دانی چرا چون ابر شد در عشق چشم عاشقان
زیرا که آن مه بیشتر در ابرها پنهان شود
ای شاد و خندان ساعتی کان ابرها گرینده شد
یا رب خجسته حالتی کان برق‌ها خندان شود
زان صد هزاران قطره‌ها یک قطره ناید بر زمین
ور زانک آید بر زمین جمله جهان ویران شود
جمله جهان ویران شود وز عشق هر ویرانه‌ای
با نوح هم کشتی شود پس محرم طوفان شود
طوفان اگر ساکن بدی گردان نبودی آسمان
زان موج بیرون از جهت این شش جهت جنبان شود
ای مانده زیر شش جهت هم غم بخور هم غم مخور
کان دانه‌ها زیر زمین یک روز نخلستان شود
از خاک روزی سر کند آن بیخ شاخ تر کند
شاخی دو سه گر خشک شد باقیش آبستان شود
وان خشک چون آتش شود آتش چو جان هم خوش شود
آن این نباشد این شود این آن نباشد آن شود
چیزی دهانم را ببست یعنی کنار بام و مست
هر چه تو زان حیران شوی آن چیز از او حیران شود

...

سلام و درود بر ویس..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .چه غزل زیبایی را انتخاب کردید.
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:29
+ میلاد
خوشحالم از لحاظ حس و روحیات داریم همزمان پیش می ریم...
بعد از ندت ها در تاریکی زندگی کردن با هزار رنج و زحمت خودم و به روزنه ای از نور رسوندم که زندگیمو نجات بدم.
الان زندم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جریان زندگی خیلی تنده.مثل طوماری در ما می پیچد.چه بخواهیم،چه نخواهیم
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:15
+ فرخ
خوشحالم که باز چشمه ای از عرفان در تو جوشیدن گرفت !!
متاسفانه در من جوششی نیست .... من همچنان در فکر آزار خویشم و .... بگذریم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مثل صاعقه ای گذراست.دعا کن ماندگاری بیشتری داشته باشه.
جمعه 19 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 20:49
+ بی یار
چه خوب...

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دارم سعی می کنم.
شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:36
+ قندک
سلام ودرود بر ویس عزیز که همراه با بهار و نسیم بهار بهاری شده است. خیلی خوشحالم بخدا.کلامت کلا از دل برآمده است که این چنین بر دل می نشیند. امید وارم تمام وجودت پر از انوار الهی گردد وهمواره شاد کام باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ممنون از لطف شما.
شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 12:07
+ آنیما
خوش به حالتون چقدر روح لطیفی دارید. کاش من هم مثل شما می تونستم با طبیعت ارتباط برقرار کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هیچ معلوم است شما کجایید.هزار بار اومدم نبودید.ممنون از محبت شما.مطمئن هستم شما خیلی بهتر از من زیبایی های بهار را می بینید.
شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 16:34
+ مریم
امید همیشه همراهت !
سلام !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مریم بانو.خوبی؟همیشه خوش باشی.معلم مهربون
شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 18:31
+ آفتاب
ســـــــــــــــلام عزیزم ..
خوبی ؟
نظرت پر از مهرت را خوندم ..مرسی از این محبت و صفای دلت .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای وای سلام.انگار همه جا روشن شد نگو که آفتاب اومده.به به.
شنبه 20 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 22:37
+ یک زن
ویس عزیز سلام
خیلی به یادت بودم وبرات دعا کردم. من همیشه وبلاگت رو می خوانم ولی تا حالا برات نظر نذاشته بودم. خوشحالم که امیدت رو از دست ندادی وبهتری.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.کاش آدرسی ،وبلاگی ،چیزی داشتی که بازدیدت میومدم.ولی در هر حال خیلی خوشحالم که به من سر می زنی.
یکشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:10
+ کوروش
سلام ویس عزیز
میبینی شماها چقد دوست دارید که منو به فرخی یزدی تبدیل کنید
واقعا
چه دوستان مهربونی

ممنونم
اتفاقا کمی مسرت و شادی را بازگردانید

امید که همیشه سکوت را به خنده هاکه نه به قهقهه بشکنید



برای متنت لحظه شماری می کنم ویس عزیز

امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببخشید اگر ناراحت شدید.من نمیخوام شما لباتونو بدوزید ولی خوب دیگه...باشه حتما می نویسم.
یکشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 09:03
+ آذرخش
سلام ویس عزیز
خوبی؟
اوضاع احوالت چطوره؟
ممنونم اومدی و نظر دادی
من زیاد شجریان گوش نمی دم. توی اینترنت جستجو کردم "شب،سکوت، کویر" یه آلبومه. درسته؟چون نمی دونستم کدوم آهنگش رو مد نظرته لینک کل آلبوم رو گذاشتم. البته شرمنده که نتونستم توی سرور خودم آپلود کنم
موفق و شاد و سلامت باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم.ممنون .حتما استفاده می کنم.
یکشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:39
+ صوفیا
عالی بود من فکر میکردم فقط خودم با گلها و گیاهان حرف میزنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون که به من سرزدی./جامه دران رسید گل از بهر داد ما/زان می دریم جامه به بوی وصال گل
یکشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 11:51
+ آنا آریان
زیبا بود.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون که سرزدی.اگر دوست داشتی،تبادل لینک کنیم
دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 10:57
+ قندک
سلام و درود و عرض ارادت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.کبلایی قندک.عجب سفر نامه ای نوشتی!خدا قبول کنه.ممنون که به من سر می زنی.عموقندک.
دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 15:04
+ مریم
سلام عزیزم !
من همین جام !‌
احوال خودت و بیمارانت چطوره ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ارادت.حالشون همونطوریه.ممنون از احوالپرسی.ولی من همش میام سر می زنم،در میزنم.نیستی!
دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 16:45
+ آرمان.
جستجوی تان در شاخ و برگ طبیعت و یافتن خدا زیباست
نگاه مهربانی به اطراف خود دارید

تبریک میگم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام همسایه.خوبی؟آخه مگه میشه اینهمه شور را برای زندگی مجدد ندید؟روی یک گلدون،فقط یک گلدون مکث اگر کنیم و نگاهشون کنیم.عشوه هاشونو در غنچه هایشان می توانیم ببینیم.باور کن.
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 00:08
+ فرخ
سلام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و عرض ارادت.خوبی؟امیدوارم سالم و سر حال باشی
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 17:12
+ مریم
سلام !
انشالله که بهتر بشن !
حالا هستم تشریف بیاوردید در خدمتم بانو !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدمت رسیدم.معلم مهربان.
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 17:22
+ کوروش
منکه نمی خواهم بدوزند
که کار از ما بهتران است که دهان می بویند

سلام ویس عزیز
تو می توانی در یک پست بنویسی و به نام خودت خواهم آورد
و در ضمن در همان قسمت پستها اضافه می کنم تا آرشیو گردد
برای مخاطبین که لطف تو نیز در کامل شدنش همراه است




در ضمن گویا کامنت من باعث ناراحتی شده
توضیحی دادم
ممنون از توجه ات

امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه می نویسم.ولی دوباره خیلی شلوغم.کمی که خلوت شدم حتما .قول میدم.
سه‌شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 22:50
+ خلیل
سلام

" شمع " دانی چیست؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آن است که چون برفروزد ،بسی پروانه گرداگرش به پرواز درآیند .نهابت در شعله اش می سوزند.اینا ن عاشقانند،اما معشوق هم می سوزد از فراق ایشان.این است داستان شمع
چهارشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 01:36
+ باران
ای هفت گردون مست تو
ما مهره​ای در دست تو
ای هست ما از هست تو
در صد هزاران مرحبا ...

.
.
سلام بر ویس
احوال شما؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صلاح کار کجا و من خراب کجا