X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390

باز آمدم،باز آمدم

هوررررررررررررررررررررررررررا من برگشتم.وای که اصلا فکر نمی کردم اینقدر همتونو دوست دارم.و بهتون وابسته ام.کی میگه اینجا مجازیه؟برای من خیلی هم حقیقیه.دوستم به من گفت واقعا داری خل می شی ویا نه اصلا خل شدی .کلید ویلاشو داد به من و من هم رفتم.جای همه خالی.این روزا فقط کنار ساحل راه رفتم.اونقدر راه رفتم که پاهام درد می کنه.خیلی سبک شدم.دریا آروم بود و هوا آفتابی.ولی زیاد گرم نبود.هی راه رفتم و خوابیدم.خیلی دوستتون دارم میام به همتون سر می زنم.از تمام مهربونی هاتون ممنون.

نظرات (19)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1390 ساعت 21:33
+ پرنیان
هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا برگشتی
اومدی زیر همون آسمونی که من الان زیرش هستم. می یام سوغاتم رو ازت می گیرم یه آغوش گرم که دلم براش تنگیده.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درآ،درآ که به جان خسته توان درآید باز..تو را من چشم در راهم.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 01:03
+ کوروش
بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند

هم آب بر آتش زنم هم بادهاشان بشکنم


خوش آمدی .و قدمت پر گل سنبل باد

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و بسیار ممنون از تمام الطاف شما.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 08:25
+ آرمان.
ما اینجا جز و ولز شما را میکردیم
بعد شما کنار ساحل حظ دریا می بردین

بگم ....

خوش باشید
کامتان شیرین از خواب های دریایی تان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بابا عجبا من جنازمو بردم اونجا.هر جای دیگه زندگی می کردم مرا بستری می کردند تیمارستان.بین امواج پر تلاطم حتی توان دست و پا زدن هم نداشتم.الانم به دعای شما سخت نیازمندم.ولی خوب بود و جای دوستانم هم خالی.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 08:46
+ ققنوس خیس
بسیار هم عالی ، خوش اومدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 09:41
+ آذرخش
سلام
خوبی؟
می بینم که حسابی داری خوش میگذرونی
جای منم خالی کردی؟
آهنگ چی گوش میدی؟
حسابی حالشو ببر
ما هم منتظر می مونیم تا برگردی و نوشته های قشنگتو بخونیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اما من برگشتم.وقتی داشتم می رفتم سعی کردم تمام عادت هامو اینجا بگذارم.یکی از اونا آهنگ های همیشگی بود.خانومی به نام مهرنوش گوش کردم.اصلا نشنیده بودم.آهنگ چشم ها ی تو قشنگه که تصنیف به نظر من برداشت آزاد از عبدالوهاب شهیدی بود.ولی موسیقی قشنگی داشت.ممنون از محبت شما.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:18
+ میلاد
سلااااااااااااااااااااام عزیزم
خوش اومدی
واقعا خوشا به حالت چون منم به یه همچین سفری نیاز دارم.
بعد از مدت ها چند جمله ای هم نوشتم تو وبلاگم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.وخوشحالم که دوباره نوشتی.اگر تونستی حتما برو سفر.البته با شرایطی که دوست داری نه با شرایط تحمیلی.الان میام به وبت سر می زنم.
پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:24
+ Mrs.M

اومدی بالاخره. خیلی خوشحالم

خلاصه... خاصیت هوای شماله دیگه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا خلاصه....این کلمه خیلی بو دارهمنم خوشحالم که شما به من سر می زنید.
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 01:12
+ فرخ
ازاینکه با دیدن دریا خوش به حالت شد ُ عالیه!
فکر میکردم این چیزها خوشحالت نکنه ... من که فکر میکنم دریا حوض بزرگیه که فقط مخ سرویس میکنه . به هر حال بهت حسادت میکنم !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.به به خیلی خوشحالم که اومدی و نوشتی.نظرت راجع به دریا به دلیل داشتن و دیدن همیشگی آن است.ولی برای کسی که دوسال تمام جز ناله و صدای درد و شکوه چیزی نشنیده صدای امواج بزرگترین سمفونی خداست که نواخنه می شود.وقتی توی گوشم خروش موج می پیچید انگار که لکه ها را از روی مغزم پاک می کرد.ولی افسوس که وقتی برگشتم روز از نو و روزی از نو بود.سلامتی از آن شما باد.
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:51
+ معلمی از جنس پاییز
بــه جستجــــوی نگـــــاه تو آمـــــده ام

پیــــــاده

باور نمی کنی ؟

پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من

حـــــــالا بگـــــــــو

در این تراکم تنهایی

مهمان بی چراغ نمی خواهی ؟[لبخند]


سلام دوست مهربونم
آدینه ات بشادی
ممنونم که تو این مدت که نبودم بیادم بودید و سر زدید
به روز شدم و منتظر دیدار مهربانانه شما بزرگوار
هستم[لبخند][گل]
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام شعر خیلی قشنگی گذاشتی ممنون. وحتما میام و سر می زنم.یه سوال:وب جدید زدی؟
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:52
+ معلمی از جنس پاییز
خوشحالم از اینکه برگشتی مهربون
و خوشحالم در این مسافرت چندروزه بهت خوش گذشته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم خوشحالم که معلم مهربونی مثل شما ،دوست من است.
جمعه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 23:28
+ یک زن
ویس عزیز خوشحالم که سفر بهت خوش گذشته و خوشحالم که برگشتی. این چند روز که نبودی یکم نگرانت شدم وسراغت رو از دوستان گرفتم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.دوست خوبم.ممنونم از شما.و چقدر این نگرانی برایم دلچسب بود .کلی سر حال شدم.حیف که آدرس وبت را نمی گذاری وگرنه میومدم بازدید.
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:41
+ باران
..
حالا دیگه سفر
و ویلا
و شمال
و...

اِ
سلام یادم رفت
و شوخی کردم
شما خوش باش
ما خوشیم به خوشی شما..

خوش آمدی حضرت ویس
خوشحالیم..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بعله واینها.با کلید دوستان ما هم میریم ویلامن هم خوشحالم که شما خوبید و مثل همیشه سرزنده.مستدام باد
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 12:56
+ آرمان.
ما در دعا گفتن بخیل نیستیم چشم دعا هم میکنیم
از اینکه برگشتین بسی ذوق زده نیز هستیم

فقط یه لحظه حسودیم شد
کاش ما هم یه چند روزی از این محیط پر استرس کار فارغ می شدیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگر ویلا مال خودم بودحتما تقدیم می کردم که با خانوم بچه ها تشریف ببریدولی خوب دیگه ما را جز افلاس کاری نیست.ممنون که سر زدید
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 14:56
+ قندک
سلام و درود. به به دریا. به به ساحل. به به قدم زدن. وای وای پادرد! به هرحال خیلی خیلی خوش گلدی بقول آذری ها.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام قندک مهربون.جای شما خالی بود.خیلی کوتاه بود ولی خوب بود.چقدر ما هایی که در شهرهای دودزده زندگی می کنیم چشممان از دیدن زیبایی های طبیعت بی نصیبه.
شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 19:30
+ یک زن
ویس عزیزم من وبلاگ ندارم ولی اغلب تو وبلاگ پرنیان جون می گردم و پرنیان و دوستای مهربون وخوبش رو خیلی دوست دارم. وبلاگ شما رو هم خیلی وقت بود می خواندم و نوشته هات رو دوست دارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حیفه که وبلاگ نداری.البته من هم کامنت های شما را در وب پرنیان عزیز می خوندم.خیلی خوشحالم که به من سر می زنی.مرا از نظراتت بی نصیب نگذار.بوس
یکشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 00:50
+ آفتاب
سلاممممممممممممممممممممم عزیز دلم
خوبی ؟
خوشحالم که یه آب و هوا عوض کردی ..لازم بود حتما یه مسافرت خوب بری ..امیدوارم همیشه لحظه لحظه زندگیت سرشار از شادی و آرامش باشه ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به آفتاب مهربونم.آفتاب گرمی بخش.همینکه برگشتم فورا به چند وب سر زدم که یکیش شما بودید وپست خوبی مثل همیشه گذاشته بودید.استفاده بردم.دلم براتون تنگ بود.خوشحالم که گرمای حضور شما را کنارم حس می کنم.
یکشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 02:41
+ کوروش
سلام بر ویس عزیز
مگه میشه به قول تو شک کنم
با وسواسی که در تو سراغ دارم میدانم که چه خواهد شد.
بویژه که موضوع هدایت و بیان سبک او نیازمند وقت بسیار و حساسیت
زیادی است. و چون در این 31 سال به جد به او پرداخت نشده . و این سبک
به دلیل ویژه گی های خاص خودش کمتر نمود ظاهری داشته و باید در دل
نوشتار ها ان را جست.
منکه سالهاست دمدمی مزاجی هایم . توفیق کامل خواندن را گرفته
مگر فرهیخته گانی چون تو عزیز بتوانید نسل جدید را رهنمون به روشنی ها باشید
احتمالا منابع زیادی در دست داری .ولی من مجموعه ای با عنوان نابغه ی دیوانه از محمود طلوعی نشر علم
و یادبود نامه صادق هدایت(هفتمین سال درگذشت )نشر امیرکبیر
با مقدمه ی قائمیان
دارم که کاش میشد در اختیار توانمندی چون تو باشد
در هرصورت سپاسگذار مهرت

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.البته من نزد شما درس پس می دهم.باور کنید تعارف نیست.خودم به هدایت علاقه فراوانی دارم و به همین دلیل خواهم نوشت.نه از روی معلومات.سعی می کنم.
یکشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:28
+ فرید
سلام
کاش قدم دل تان هم چون پایتان درد بگیرد ازین سیر آفاق و انفس...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دردی بی صدا می گیرد همراه بغضی نفس گیر.
دوشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:31
+ صوفیا
خیلی خوشحالم.........همیشه شاد باشی عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تو هم همیشه سالم و شاد زندگی کنی.عزیزم.