X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390

وام

شال و کلاه کردیم و رفتیم بانک.قرار بود ضامن دوستم بشم تا وام بگیره.شش ماه بود که دو میلیون در بانک گذاشته بود و بانک ملی محترم !می خواست سه میلیون به او وام بدهد.باد خنک پاییزی می وزید و خش خش جاروی احد روی سنگفرش کوچه به گوش می رسیدو من خوشحال از اینکه می توانم برای دوستم کاری کنم.و او خوشحال از اینکه بالاخره نوبت وامش بعد از یک سری دنگ و فنگ رسیده بود.بانک کمی دورتر از کوچه ی ما بود ولی می شد پیاده برویم.داشتیم حساب می کردیم قسطش در ماه چقدر میشه ؟چقدر از حقوقش ،بعد از پرداخت قسط می مونه؟وارد شدیم و رفتیم پشت باجه ،پهلوی یک خانمی که به ما گفتند مسئول وام دادن است.داشت کار می کرد سلام کردیم بدون اینکه سرش را بلند کند جواب داد.دوستم گفت من فلانی هستم آمدم وام بگیرم.خودتان گفتید که بیا.سرش را بلند کرد و یک نگاهی به ما کرد.توی نگاهش خوندم که می گفت خیلی ساده اید که فکر می کنید به این آسونی هاست.دوستم با عجله گفت امروز می ریزید به حسابم که یک دفعه خانومه زد زیر خنده.امروز؟خوب ضامن هایت کجا هستند؟دوستم گفت ضامنم این خانومه و من را نشان داد.خانومه گفت خوب...ما گیج شدیم .خوب یعنی چی؟ما بر وبر نگاهش می کردیم.خانومه گفت اولین باره وام می گیری؟بله...معلومه...چرا؟عزیزم سه تا ضامن لازمه.یک دسته چک.سفته...دوستم گفت سه تا ضامن؟بله جانم.تا دو هفته پیش دو ضامن کافی بود ولی بعد از سه هزار میلیارد ......سه ضامن لازمه.آه از نهادمان بلند شد.حالا کجا کسی را که چک داره پیدا کنیم؟یکی دیگه را از کجا؟این دوست من دختر آرومیه ولی یک دفعه ناگهانی به جوش میاد.مثلا توی خونه داریم راجع به هنر حرف می زنیم اونم آرومه یک دفعه جوش میاره داد و بیداد می کنه.من این اخلاقشو یادم رفته بود که یکدفعه داد زد.گفتم هیس می آیند ما رو می گیرند.که آتیشش تند تر شد.تمام بانک داشتند ما رو نگاه می کردند و من از شدت عرق حتی توی کفشام خیس شده بود.هی داد می زد:کشتین مارو.یک قرون می خواهید بدید چقدر بامبول در میارید؟پس چطوری وام های هزار هزار میلیاردی به از ما بهترون می دهید؟هی مانتوشو کشیدم که بریم بدتر می شد.قیافه ی خانومه برام یکدفعه جالب شد.ککش نمی گزید داشت بیسکویت ساقه طلایی می خورد با چایی.حتی نگاه کردم هیچکدام از کارمندان هم عکس العملی نشان نمی دادند.انگار همه مجسمه بودند.هیچکس حتی نگفت که ساکت باش.دوستم گریه اش گرفت.نشوندمش روی صندلی روبروی همون خانوم.بلند شد اومد نشست کنار ما و گفت من هم مثل شما.این قوانین همیشه مال ماهاست.برو ضامن هاتو بیار برات سریع درست می کنم.از در بانک که زدیم بیرون همه چیز خاکستری بود.هوا اصلا هم خوب نبود.همه عروسک بودند  .خود ما هم مات و متحیر راه می رفتیم. و دو تایی مثل برج زهر مار از هم جدا شدیم.داشتم به اون آقاهه که ماهی سی میلیون تومان حقوق می گرفت فکر می کردم. 

 

پ.ن: ۱)   واقعاْ ۲۳ روزه از پاییز می گذره،ولی بارون نمی آد.چرا؟ 

 

پ.ن: ۲) توجه کردید همه چقدر مات شدیم؟  

 

پ.ن:  ۳)  یک شانه تخم مرغ ۹۰۰۰ تومان شده.پیدا کنید پرتقال فروش را

نظرات (37)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:14
+ سهبا
بدبختی اینجاست پرتقال فروش هم داره دنبال پرتقالاش میگرده ویس عزیزم !
اصلا بی حسی همه رو گرفته ! دیگه احساس جواب نمیده تو این کشور ! باید با سیب زمینی ها قرارداد ببندیم , بلکه یک کم یاد بگیریم ازشون بی خیالی رو !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعاْ همینطوره.ولی فکر کنم قبلاْقرارداد با سیب زمینی بستیما...
شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 22:23
+ لاله
من ۶ سال بانک کار کردم البته نه ایران... این برنامه ها همه جا هست یکی دیگه میدزده اونی که بولش کمتره باید تاوانشو بده... ما هم باید اون جلو بشینیم به ملت هی بگیم قانونه از دست ما کاری بر نمیاد.. فکر کنید نه میتونید هی بگید ببخشید چون مشتری بیشتر عصبانی مشه که ببخشید تو به چه دردم مبخوره نه هم میتونی بگی ساکت زشته خوب حق داره اونم اگه محتاج نبود که مرض نداشت بیاد وام بگیره با بهره! این میشه که ساکت میشینی که اونم خودشو خالی کنه... البته دیگه ما چیزی نمیخوردیم جلو مشتری و به مشتری هم نگاه میکردیم نه سر بایین سلام و اینا

این ایرانم که از بس گرون شده بول ما هم نمیرسه یه سفر بیاییم ایران سیاحت...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای وای شما مگر کجا هستید؟ مگه از جونتون سیر شدین؟نه بابا شوخی کردم.شما بیایید ایران قدمتون روی چشم.
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 00:27
+ فرخ
ویس مهربان و ضامن نیکوکارم نمیدانی که بیسکویت ساقه طلایی برای اعصاب بسیار مفید است و از خشم جلوگیری میکند ؟؟
خانوم بانکی راست فرمود . . . باید تحمل کرد و در این مطلب ، تامل فرمود تا زندگی بگذرد . اما باور دارم که برخی نمیتوانند نان حلال بخورند . . . چون فقط حرام از گلویشان پایین میرود !
من برای آزمایش مقداری حرام خوردم و هر شب خواب میدیدم که در چاهی انباشته از مدفوع انسان دارم فرو میروم .. عاقبت نزد صاحبدلی اهل نظر ، خوابم را بازگفتم و بدون فوت وقت شنیدم که مال حرام را از زندگی ات دور کن ... به خدا هنوز در شگفتم از این موضوع! نمیدانم ربطی داشت به این پست شما یا نه؟ به بزرگواری خود ببخشید .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .باور کنید کسانی که آلوده ی حرام خوری می شوند اصلاْمثل شما فکر نمی کنند.تازه خنده دارش اینجاست که همشونم کلید بهشت دستشونه.

اصلاْهم فکر نمی کنم شما همچین کاری کرده باشین.
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:39
+ پروفسور بالتازار
سلام
حال و احوال؟
خوبی؟
شما و دوستتون مث اینکه خیلی از مرحله پرت تشریف دارین یا اینکه ایران زندگی نکردین یا از یه جهان دیگه اومدین؟!؟!؟! شایدم پارتی های سطح بالا دارین و از بس وام های چند هزار میلیاردی گرفتین قابل نمیدونین برای وام 5 میلیونی 3 تا ضامن جور کنین

جالبه که یه وام میدن و بعدش چقدر بهره(ببخشید توی نظام بانک داری اسلامی بهره حرامه.کارمزد منظورمه) میگیرن. تازه کلی ناز میکنن و منت میذارن که بهتون وام دادیم
توی بعضی ادارت گفتن به کسایی که می خوان برن مکه وام میدن. بعدش گفتن که نه. وام چون باید بهره اش(کارمزد) رو بدی حرامه و مکه رفتنشون قبول نیست. (اگه حرامه چرا وام میدین). در ادامه توضیح دادن که چند سال دیگه موقعی که اسمت در اومد و خواستی بری، مقدار بهره پولی که این چند ساله گذاشته بودی رو از مابه تفاوت هزینه سفر کم می کنن .... خوب اگه اون بهره حرامه چرا این حرام نیست!!!!
دستگاه" یک شبه ره صد ساله رفتن" به درد نمی خوره و فایده نداره. باید آروم آروم مسیر ترقی رو طی کنی.(همه چیز توجیه داره) مگر اینکه پارتی داشته باشی. اونوقت حسابی ترقی خواهی کرد
خداییش منم هیوی متال رو دوست ندارم. حتی اون وقتهایی که جووون بودم. البته بین هیوی متال و دف، هیوی متال رو ترجیح می دم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب پروفسور.نمیشه یک دستگاهی اختراع کنید که بی واسطه وام بده

من ویتامین پ ندارم.یعنی پول و پارتی. نمیشه شما پارتی ما بشید
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 14:21
+ مستی
سلام و درود بر ویس
قوانین دست و پاگیر معمولن برای رعیت و اقشار ضعیف هر جامعه نوشته می شه و از ما بهترون و آقاها و آقازاده ها معاف از قانونند.
ایشا الله که یه روزایی بیاد هوای دلهامون بهاری بشه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاالله.

بود آیا که در میکده ها بگشایند.
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 14:30
+ ایمان
خبرهای خوش انگار از این مملکت رخت بربستن...لعنت...

...و ممنون از همه محبت هات...[گل]

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش خبرای بد نبود.

خوش باشی.
یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 22:08
+ مهستی
سلام
واقعیتی تلخه که کاریش نمی شه کرد .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مردیم از اینهمه واقعیت تلخ.

دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 01:12
+ باران
...


آسمان،آبی شد
آب هم،آبی تر
..
لب این آب روان
دل ما هم،آبی
..

سلام
دعوتید به آغازین لحظات یک همراهی

با افتخار

..[گل]
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به.شعر از خودتونه؟

باشه کجا دعوتیم؟
دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:48
+ قندک
سلام و درود فراوان و بی پایان بر ویس عزیز و مهربان. داغ دلم با خوندن این پست تازه شد
کسی بر سر شاخ بن می برید خداوند خانه نظر کرد و دید
همون دوتا ضامن قبلی هم بزور و با مکافات بدست می اومد حالا که دیگه هیچ.یک سال پیش ضامن بچه باجناغم شده بودم . خودم و دختر خاله اش.نمیدانید چقدر بامبول در آوردند و اذیت کردند. مثل همین بنده خدا بارها توی بانک اشکش را در آوردند. من تازه نامه از همشهری هم داشتم که اگر وام گیرنده به هر عنوان نتواند سر موعد نسبت به ادای دین اقدام کند شرکت از حقوقم کسر و تادیه نماید. اما مسئل محترم می گفت باید کارمند دولتی باشید.یک سال گرفتن این وام لعنتی طول کشید و جانشان بالا اومد تا بالاخره دادند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حساب کردم اینایی که وام چند میلیاردی می گیرند وقتی از بانک میان بیرون چه حالی اند!
دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:21
+ ثنائی فر
سلام
یا باید بخوایم همینه که هست رو یا باز هم باید بخوایم همینه که هست
اگه توی این چند روز با سه تا ضامن نرید هفته بعد دوبل میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شاید تورم و مالیات بر ارزش افزوده شامل ضامن هم بشه
سه‌شنبه 26 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:34
+ کوروش
ابرهای بارونی رو باد سه هزار میلیاردی بره سمت کانادا


قید وام رو بزنه دوستت بهتره
اخه موجودی بانک مرکزی مگر چقدر بوده
مگه خبر نداری
که پول رو خارج کردند و بعد بانک مرکزی رو تحریم


درود بر ویس عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هی وای من
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 05:28
+ رضا
سلام
همه لحظه لحظه هاتان مملو از آگاهی و ادراک باد . وبلاگ زیبایی دارید و زیاد خواهم آمد موفق باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون که به من سر زدید.باز هم بیایید.
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:46
+ فرید
سلام
باران بر جماعتی می بارد که قدر بخشیدن نگاه مهربان را می دانند... عاشقانه و بی دریغ می بارند...
بر جماعتی که دست هایشان بی مضایقه برای نوازش شانه های نیازمند می بارد...
بر جماعتی که رنگ خدا را در چهره های بی رنگ خواهش زده می بیند و رنگ می شود بر رویشان می بارد...
باران بر جماعتی می بارد... که خود باران وار، می بارند...
راستی.. آخرین باری که باران بارید... کی بود؟! من خاطرم خیلی وقت است رنگ باران ندارد...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم یادم نمی آید.

عصر یخبندان عاطفه است.گلوی آسمان هم خشک شده است.
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:35
+ باران
سلاااااااام!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از بنده است.حال شما چطوره؟حتماْ خوب خوب هستید.خدا را شکر
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:21
+ پرنیان
سلام

به قول احد :‌اعصاب خودشو خورد نکن ! درست گفتم ؟ همینجوری می گه ؟
گذشته از شوخی ... توی یک جهنم فعلا داریم زندگی می کنیم ولی معلوم نیست تاوان چه کار اشتباهی رو داریم پس می دیم؟!!!
امیدوارم وامش هر چه زودتر درست بشه و بتونه کمی به آرامش برسه .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درست گفتی همینطوری میگه.

بابا روی جهنم سرد شد.کجا جهنم بیچاره اینجوریه.این بار ،این ترم در اینجا.تا ترم های بعدی کجا؟خدا می دونه.

امیدوارم وامش جور بشه.ممنون عزیز دلم.راستی واقعاْخسته نباشی
چهارشنبه 27 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:57
+ مریم
دو تاشم مردم به زور می تونستن پیدا کنن چه برسه به سه تا !
خانومه هم تقصیری نداره این دادها را باید سر رئیس روساشون و اون بالاییهاشون زد ! هر چند که هیچ فایده ای هم نداره !

آخ گفتی بارون ! چرا نمیاد واقعا ؟
به قول تیتر مجله ی امید جوان : مرغ یارانه ها تخم طلا گذاشت !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم گفتم که اون خانوم رفتار بدی نداشت .تقصیر ایشان نبود.

چرا همیشه بن بست ها برای مردم اتفاق میفته؟
پنج‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:04
+ پروفسور بالتازار
سلام
حال و احوال؟
خوبی؟
چه خبر مبرا؟
خوش گذشته؟
من پیدام نیست؟
شمایی که چند روز خبری ازتون نبود و کامنت هارو تایید نکردین
منم خوبم
نمیشه واسه هر گرفتاری یه دستگاه اختراع کرد. باید مشقات و زحمات رو خودت متقبل بشی تا حسابی خود ساخته بشی
آخر هفته خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوبم و پیدام نیست ؟به قول شاعر :غم نان اگر بگذارد؟

اگر نخواهیم خود ساخته بشیم چه کسی را بهتر از پروفسور بالتازار پیدا کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آخر هفته ها در جنوب چگونه می گذرد؟اینجا سگی می گذرد.

دلم می خواست هیچ روزی تعطیل نبود
پنج‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 14:25
+ فرخ
سلام چند روزیست که همچنان در بانک هستید و جای دیگری تشریف نبرده اید
من نیز همان را که گفتم انجام دادم . . . باور بفرما که این مساله پیش آمد . من معمولا دوست دارم هر چیزی را برای یک بار هم که شده امتحان کنم . شاید باور نکنی ... اما من انواع مواد مخدر را هم امتحان کرده ام .... صادقانه بگویم که معتاد روح مریضی دارد ...
وگرنه کسی نمیتواند به راحتی معتاد شود . حرام خواری نیز نشانه ی روح مریض و عطش جاه طلبی است . خدایشان شفای عاجل دهد .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعاْ سرم شلوغه.و درست گفتید هنوز نفر سوم پیدا نشده.

خدا شفا بده.چطور درس نمی گیرند؟اندکی صبر سحر نزدیک است.

این حرف ها و حدیث ها از شما دور باد.
جمعه 29 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 23:50
+ alone
سلام دوست عزیز.آخه وقتی سه هزار میلیارد گم میشه مگه پول واسه وام دادن به من و شما می مونه!!!والله!!!
خواستم بگم آپم و منتظر حضور سبزت!مثل همیشه پست زیبا و تفکربرانگیزی!!!!بود!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ممنون از لطفت.

راستش آدرس وبت را در فهرست لینک ها ،نمی دونم چی بود.اگر میشه برام بنویس.ممنون
شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 13:42
+ قندک
سلام و درود و عرض ادب و تشکرفراوان

خلاصه اگر وام های ۳۰۰۰ میلیاردی به بالا خواستید ما همه جوره در خدمتیم ها؟ تعارف نکنید. اگر هم خدای نخواسته قرار شد گیر بیفتید انقدر جربزه داریم که یواشکی بدون اینکه آب توی دلتان تکان بخورد از کشور خارجتان کنیم.البته شرط دارد اگر پاتون رسید اونجا لطفا کلش را بدهید به محمود عباس و رسید دریافت کنید.ایشان از خودمان هستند و این پولها از شیر مادر هم حلالترشان است.ایشان آنجا از طرف ما اختیارات تام دارد به به معامله های خیلی خیلی بزرگ دست بزند و سودش را تقسیم کند.پس زهرطرف که شود کشته سود اسلام است!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هی وای من ،تا کجا ها رفتی؟به خدا همه مون داریم خل میشیم.بگم دور از جون شما یا نه؟

مثل اینکه اینجا ارث آبا و اجدادی یک گروهی است و بقیه رعیت و برده.

ولش کنیم.حال خودتون چطوره؟ خوبید؟امید که آدمای خوب همیشه سالم باشند و پاینده.
شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:10
+ لاله
ویس عزیز من اماراتم دیگه دبروز اینجا باد خنک میومد گفتم حتما ایران بارونه..اخه اینجا سیستم مثه همون کولر ابی هاست..یعنی ایران بارون میاد ...هوا از رو اب مگذره میاد طرف ما خنک میشه حالا بارون اومده اونجا؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام.چطوری؟توی یک کشور عربی؟


هی وااااااااااای من.اونجا راحتی؟


نسیم خلیج همیشگی فارس بهت می خوره؟

چند روزیه که اینجا خنک شده بود و امروز داره بارون میاد.

خوش بگذره.راستی اونجا حجاب اجباریه؟
یکشنبه 1 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 13:09
+ پروفسور بالتازار
سلام
حالت چطوره؟
غم نان؟؟حالا ما بگیم باز یه حرفی!!! شما دیگه چرا؟!؟!؟!
شما که دیگه وام سه هزار میلیاری به چشمتون نمیاد چرا!؟؟!
(شوخی بود)
منم چون نمی تونستم اون دستگاه رو بسازم الکی بهونه خود ساختگی اوردم.از این جور بهونه ها و دلیل و توجیحات کم توی زندگی واسه ما نیاوردن.
به شمال و جنوب و شرق و غرب بستگی نداره، زندگی رو هرجور بخوای میگذره.
امیدوارم واست به بهترین شکل بگذره
به قول خارجکی ها take it easy
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به نوه ی گلم.از اسمی که برات انتخاب کردم خوشت اومد؟

درست گفتی باید گاهی الکی خوش بود.بی خیال.......داره بارون میاد.باور می کنی؟
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:31
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. ممنونم .مشخص گردیده که بنده باید از مصرف چیپس و سیب زمینی سرخ کرده پرهیز کنم. ممنون از لطفتون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم.

در قرآن کریم هم فرموده:درمان درد های شمادر آب میوه های رنگی است.

آب میوه بخورید.تا سلامت بمانید.البته در خانه آب بگیرید چون بیرون ،خدای نا کرده وبا می گیرید.
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:57
+ فرید
باران نمی آید... کاش بداند که اگر نیستیم،
اگر کمرنگیم...
اگر یادمان می رود که بباریم...
اگر بهانه ای برای نبودن نداریم...
اما دوستش داریم چون از نهاد اوییم...
همه خواهان اوییم.
***
سلامی از پی کلامی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان که داشتم میومدم،ساعت ۵ روز چهارشنبه،بارانکی خرد خرد می بارید.باید نفسی تازه کنیم.وحرم دل را غبار روبی کنیم.خدا کنه که ببارد.


با سلام به شما و ممنون
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:03
+ باران
سلاملیکم!
میگم این پست شما عنوانش جذاب بود به ویژه برای شرایط حاضر بنده ی کارمند کوچولو!!!
ولی وقتی خوندیمش..
هی واااااااااااااای من..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از ماست.واقعاْ ما درد مشترکیم .مقصودم از ما،طبقه ی حقوق بگیر است.


باور می کنی هنوز موضوع وام دوستم حل نشده است.داره از خیرش می گذره.دوستان جمع شدند که بهش بدهند.
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:31
+ آفتاب
سلام عزیزدلم .. امیدوارم روزهای خوبی رو سپری کرده باشی .. بعد میام می خونمت نازنینم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاااااااام.چطوری؟چند روزی سخت گرفتار بودم.الان اومدم خونه و نشستم.آفتاب گلم.مهربونم چرا اینقدر مشغولیم؟چرا گاهی زندگی را فراموش می کنیم؟

دوستت دارم یه عالمه
چهارشنبه 4 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:36
+ آفتاب
دوباره سلام ویس عزیزم
راست میگی خیلی گرفتاریم .. با اینکه سعی کردم لحظاتی رو به خودم اختصاص بدم اما باز انگار نمیشه ..دلم خیلی تنگ شده بود برات ..جدی میگم .
مطلبت رو خوندم ..تاسف آوره اما چیز تازه ای نیست ...ضامن می شی یه جور مشکلات داره و ضامن نداشته باشی یه جور دیگه .. خوش به حال قدیمی ها که نه چک وسفته داشتند و نه انقدر قلبشون از سنگ بود .. بعضی از آدمها یه جور دیگه شدند ..فقط منافع شخصی براشون مهمه .. انگار غیرت و وجدان از بین رفته .. اما تا بوده همین بوده و خواهد بود ..
زیاد خودت رو ناراحت نکن این چیزیه که به عینه می بینیم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.

دوستم از خیر وام گذشت.دوستان بهش دادند

منم چند روزی بود وقت نداشتم بیام اینجا.و دلم برایتان خیلی تنگ شده بود.فوری اومدم دیدم آپ نکردی.

خوب و خوش باشی گرمای آفتاب
پنج‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:43
+ پروفسور بالتازار
سلام بر مادر بزرگ عزیز
حال شما؟
خوبید؟
چه عجب تشریف اوردین
خوش میگذره؟
خوش بحالتون که داره واستون بارون میاد
اینجا فقط ابری و رطوبت شدیدا بالا و گرم
راستی یه آهنگ آپ کردم
حتما بیا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه نوه دارم خیلی گلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللله





حالا چشممون نزنی .پاییز داره تموم میشه زحمت کشیده دو قطره بارون اومده.والا....

همین الان میام
پنج‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 15:16
+ آفتاب
آپ کردم ویس عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومدممممممممممممممممممممممممممممم
پنج‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:31
+ مهستی
سلام .
گاهی میام بدون رد پا ...
اما امروز اومدم با نشان
نشانی از صداقت
در گفتار
در کردار
تا همگان بدانند
من در سرزمین خدا
بی گناهم
بی گناه

موفق باشی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم.بی نشان نیا،نشانی بگذار تا دل تنهایی من تازه شود.
پنج‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 21:32
+ پرنیان
سلام عرض شد

...
همین !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به سلام خیس بارانی.

راستی خوب بود ؟کسی چیزی نگفت؟
جمعه 6 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:14
+ کوروش
تا اسم نازنینت را دیدم (رامین دوید؟)بدو امدم تا ابراز احساسات کنم و عرض ارادت.
درود بر ویس مهربان . از محبت هایت باخبرم و سژاس گزار.
هر روز منتظر این خبر خوشم که رفع مشکل شده.و این روزها که دست نوشته هایم را از کاغذ منتقل می کنم ُبیشتر به نگاه هایی نقادانه نیازمندم

برایت سرور و سلامت آرزومندم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاااااااااااااام.من هم امیدوارم.

برایتان در این روزهای زیبا آرزوی سلامتی می کنم.
جمعه 6 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 21:06
+ مهستی
سلام .
گویا امروز
دور گردون بر مراد من بوده .
من امروز خوب بودم
خوشحال بودم
خدایا شکرت
زندگی به کام شما هم خوش انشاءالله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این روزا که بارون میاد ،تقریباْ همه حالشون خوبه.خدا کنه همیشه خوب و خوش باشی.
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:36
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز
خب راستش بعد از آن که دیدم شما نگران شدید یکراست رفتیم یک سر به بانک خدا زدیم و ضامن شما شدیم و خداوند هم که بر عکس این بانکی های ما خیلی با مرام و با معرفته بخاطر شما روی مارا زمین نزد و حسابی از اون بارانهای خاصش فرستاد تا شما را از دل نگرانی در بیاورد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وای ممنون . این بهترین ضمانت و بهترین وام بود.امروز حالم خیلی خوبه.بارون که میاد حتماْ می رم راه میرم.

خدا ضامن هم نمی خواد .

اردت
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:42
+ قندک
قربانت گردم این وبا خیلی دلش بخواهد مارا بگیرد. افت دارد که ما بخواهیم اورا بگیریم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دور از جان شما باد هر گونه بیماری.
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:45
+ قندک
برای بدست آوردن تخم مرغ ارزان ما یک طرح قندکی ارائه می کنیم اگر موافق بودید عملی بفرمایید

لطفا چند جای بالکن منزل را برای لانه گذاری این کبوتر های یاکریم آماده کنید. آنها انقدر مهربان و خودی می شوند که فوری می آیند و لانه گذاری و تخم گذاری می کنند و شما هم می توانید هرروز تخم هایشان را برایگان بر دارید.البته مواظب باشید شهرداری و محیط زیست متوجه نشوند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای بابا عجب طرحی

مواظب باشید ،چون مخترعین را می دزدند ،حسابی مواظب باشید.قندک ما را ندزدند.
یکشنبه 15 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:19
+ باران
..
کاین درد مشترک
هرگز جدا جدا
درمان نمیشود..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کجاست همدلی اجداد ما که در فیلم ها می دیدیم..