X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390

بارون

بارون می باره  

 

بارون می باره 

 

انگار از ابرا  

 

آسمون می باره 

 

خدایا دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم. 

 

خدایا عاشقتممممممممممممممممممممممم. 

 

تو کجایی تا شوم من چاکرت 

 

چارقت دوزم کنم شانه سرت 

  

خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا داشتیم خشک می شدیم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات (38)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 16:50
+ فرید
سلام
روز و شب تون مملو از رحمت باران
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دل آسمون یه دفعه ترکید.

بغضش داشت مریضم می کرد.

طراوت باران از آن همه ی موجودات باد.مخصوصاْ استاد عزیزما ،جناب فرید
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:04
+ سهبا
سلام

نماز باران می خوانم تا
زیر چترم بیایی
باران می بارد
شاعر می شوی ....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رفتم زیر باران و خیس خیس شدم.

خشک داشتم می شدم.حتی ریشه هام.
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:16
+ ستوده
سلام ویس عزیزم .
خوش به حالتون وبدا به حال ما که هم در این دنیا قحطی زده ایم وهم میترسم در ان دنیا از باران رحمتش دور باشیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیز دلم همه ی معلما تو بهشتند.و شما که حتماْبهشتی هستی.
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:18
+ ستوده
منم بارون میخوام چرا ما بارون نداریم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مگه کجاییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:34
+ لاله
خوش به حالتون منم بارون میخواااااااااااااااااااام...

اره کشور عربی هستم دیگه این بارون ایران از روی خلیج فارسمون میگذره هوای خنک برای ما میاره کیییییف می کنیم..حجاب هم اجباری نیست اینجا همه رقمه ما اینجا داریم لووووووووول
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حساب کن عربا که دخترا رو زنده به گور می کردند حالا همه رقم دارن.وما که حتی در اسطوره هایمان زنان پهلوانی مثل گرد آفرید داشتیم باید این طور باشیم

عزیز دلم از حرفام ناراحت نشی ها.البته که ناراحت نمی شی چون خودت یک شیر زن ایرانی هستی.

چند ماه بود حسابی هوا خشک بود همه مریض شده بودند.حالا خدا را شکر .جاتم خالیه.
شنبه 7 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:47
+ آفتاب
چکمه بیارم ؟

چتر چی ؟لازمه ؟

سلام عزیزم .. خدارو شکر برای این نعمت خوبش .. خدارو شکر برای تمامی نعماتش ..

زیاد نری زیر بارون خیس می شی دختر خوووووووووب !

من وقتی بارون میاد می دونی یاد چی می افتم ؟
یاد کودکیم .. وقتی بارون می اومد کرم هایی که از زیر زمین می اومدن بیرون می کشتمشون

حالا ازشون می ترسم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.واقعاْ ازشون می ترسی؟از شیر و پلنگ هم می ترسی؟[:S027

:]

حالا نه اینکه خودم خیلی دلیرم.والا....از سوسک تا حد مرگ می ترسم.فوبی دارم.


ولی خدا را شکر که بارون اومد.
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:41
+ ققنوس خیس
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
....از پاییز


سلااااااااام.حال شما می اومدم سر می زدم ولی شما بخش کامنت هاتون را بر داشتید.

در هر حال ممنون که اومدید.
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:57
+ پرنیان
می بینم که ... پست میذاری با نوشته های آبی رنگ !



خوشگل شده.

و به قول پرنیان دل آرامم خدایا خیلی آقائی!
شاید هم خیلی خانومی !


شوخی ... شوخی ... با خدا هم شوخی ؟!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:

تازه کجاشو دیدی ،سینما هم می رم.همینه دیگه منو که تنها بذاری خطرناک میشم.
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:39
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عاشق باران.عاشق خدای باران
خداوندا خدایا خیس مان کن
زعشق وشور خود لبریزمان کن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.

ببین بارون که اومد ،قندک ما شاعر شد.
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 13:08
+ فرخ
احساست رو درک میکنم . . . الان بیشتر از یک هفته است که توی شهر من بارون میباره ... فوق العاده است . هوا بوی زندگی میده . هوا جون میده برای خوندن شعر و نوشیدن چایی داغ و تماشای اطراف . راستی اگه بارون در تقدیر زمین نوشته نمیشد ، چقدر بیروح و ملا آور بود این دنیا .... اینطور نیست؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.

شما که در بهشت زندگی می کنید و مثل ما ندید بدید نیستید.

و اقعاْ که زندگی بدون باران ملال آوره .

آخ گفتی .روی یک بالکن ،یه میز و چند تا صندلی،یه قوری و کتری داغ ،یه هم صحبت همدل و بعد هم نوشیدن چای داغ.به به حتی فکرش هم لذت بخشه.

شما بروید رو به دریا بنشینید و چای داغ بنوشید.نوش جان
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 13:34
+ آذرخش
سلام
حال و احوال؟
خوبی؟
سلامتی؟
خوش میگذره؟
خوش بحالتون با بارون
ما اینجا بارون گرد و خاک داریم
دیشب یه نم بارون زد
فقط ماشین هارو که خاکی بودن کثیف تر کرد
هنوزم که هنوزه زیر کولر زندگانی را بسر می بریم
خوش بگذره بهتون خوش نشین ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.خوبم .شما چطورید؟ از اسمی که گذاشتم برات خوشت نیومد؟ولی من بهت می گم پروفسور بالتازار


خوب جناب پروفسور !باید توی این شهر زندگی کنی تا معنی خوش نشین را درک کنی.بارون که میاد پلیس های راهنمایی نا پدید میشن و مردم هم کور رنگی می گیرند و چراغ قرمز و سبز را تشخیص نمی دهند.آش شله قلمکار میشه که نگو.
یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:03
+ مریم
تبررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریک !
این جا هم آمد !‌خوش آمد !
سلام . خوبی ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مریم جان خوبی؟

به شما هم تبریک میگم.برو لذتش را ببر
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:04
+ قندک
سلااام و درود فراوان بر ویس عزیز باران دوست.حسابی از این هوای با طراوت استفاده لذت و فیض کامل ببرید.دیگر چنین روزهایی یافت می نشود ها؟ گشته ایم ما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و عرض اردت.

می گن عاشقی ،تاوان داره. منم حسابی سرما خوردم و امروز تو خونه موندم.ولی ارزششو داره.

طراوت باران از آن ـ دل هایی که مهربونند ،مثل دل شما
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:07
+ آفتاب
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایییییییییییییییییییییییییییییییی وای گل من چرا ناراحته.

نبینم ناراحتی.اگر برای گذاشتن دیرتر کامنتت هست باور کن هر کاری می کردم قبول نمی کرد انگار بارون مزید بر علت شده بود.ولی بدون:

دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه

دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 13:06
+ مهسا
واقعا خداروشکر به خاطر این رحمت الهی
منم آپم بیا نظراتم بگو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحاااااااااااااااااااالم برگشتی.الان میام
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 14:30
+ مستی
سلام ویس عزیز
کاشکی همیشه بارون بیاد تا شما هم بیای و آپ کنی
کم پیدایی!
ببار ای بارون ببار به حال عاشقای بی قرار ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم.این روزا خیلی گرفتارم ولی امروز که به علت سرما خوردگی موندم توی خونه به همه سر می زنم.مخصوصاْشما که مدتیه ازتون بی خبرم.
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 16:11
+ ایمان
چه خوب...

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه خوب شد که به من سر زدید

شاد باشید
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:12
+ alone
سلام.آپم و منتظر حضور تو دوست عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومدددددددددددددم
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:15
+ alone
راستی این هم آدرس وبلاگ:
www.brokenheart5274.blogfa.com
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون که نوشتی.
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:14
+ لاله
چرا ناراحت بشم....هیچی اجباریش خوب نیست....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوشحالم که ناراحت نشدی.

خیلی اینجا فشار هست.

خوش باشی عزیزم
دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:44
+ فرفری
دقیقا ...!
من هم به عشق همین بارون بعد از مدت ها دلم خواست که به وبلاگم سر بزنم...
چند روزیه که هی میخوام بیام و یه چیزی بنویسم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا ما ها اینقدر بارون را دوست داریم؟اگر در کشورهای اسکاندیناوی هم زندگی می کردیم که همش بارون میاد بازم دوست داشتیم؟ نمی دونم.فعلاْکه عاشق بارونم.
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:52
+ پرنیان
این رئیس «د ی و و ن ه» ی من امروز می گه : چرا اینقدر بارون می یاد ؟ با آسمون هم دعوا داره !‌

فکر کن!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باید بستری بشه در دیوانه خانه.یک آدم خشکی که اینقدر همه را ناراحت می کنه احتیاج به دعا داره.تو با این دل مهربونت دعا کن شفا پیدا کنه ×البته نه در معنی عربیشچون در آن معنی ،یعنی مرگ.دور ازجونشون.
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:30
+ پروفسور بالتازار
سلام
حالت چطوره؟خوبی؟
نه چرا ناراحت بشم. خیلی هم اسم قشنگیه. فقط یه بار حواسم نبود با همون اسم بالتازار برای یکی از دوستان کامنت گذاشته بودم
آش شله قلمکار؟؟بــــه بــــــه. ما اینجا به اسم "آش آبادان" میشناسیم. همشهری هم هستیم در ضمن. خیلی هم دوست دارم. (بگو تو چه غذایی دوست نداری)
روزهای خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خوبی.من کلاْهمه چیز را که نعمت خداست دوست دارم .فقط اگر حق انتخاب داشته باشم هیچوقت عدس پلو و ماکارونی را انتخاب نمی کنم.تقصیر این بد آمدنم هم مربوط به سلف دانشگاه هست.هر وقت عدس پلو داشت در هر بار جویدن حداقل یک سنگ زیر دندان من میومد حالا برام شرطی شده.

ماکارونی هم که گلوله ی خمیر با یک عالمه روغن.........


بگذریم،اسم پروفسور بالتازار را دوست دارم خیلی بهت میاد.
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:28
+ قندک
سلاااام و درود فراوان بر ویس عزیز.سرتان بسیارشلوغ می باشد گویا؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شلوغ که هست اما حالیا در خانه همی ماندم .سرما مرا خورد
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:57
+ یکتا
برگزاری نشست خبری فیلم "تولد دوباره" با حضور کارگردان و جمعی از بازیگران

خردسال . حضورتان را با قیمت دوستی خریداریم ... دعوتید با افتخار



برای تماشای بنر اختصاصی نشست خبری فیلم "تولد دوباره" به لینک زیر مراجعه فرمایید :

http://img4up.com/up2/88102827482776081537.jpg
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اگر حالم خوب باشه میام.ممنون
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 15:56
+ مهستی
سلام ویس عزیز .

کوتاه اما جالب .
خسته نباشید .

بارون که میاد
هوش از سرم میره .
دست خودم نیست
تازه دخترم هم مث خودم شده
تا بارون میاد میگه مامان نمی ریم زیر بارون خیس شیم؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخی ،مگر دختر داری؟چند سالشه؟ از طرف من ببوسش و هر وقت رفتید زیر بارون یاد من هم باشید.
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:03
+ مریم
متاسفم که باعث گریه و ناراحتیت شدم .
خدا رحمتشون کنه .
برات صبر بیشتر آرزو می کنم عزیزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه عزیزم .این احوال در من هست تا زنده ام.منتظر یک تلنگرم.

ممنون از مهربونی هات
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:01
+ آفتاب
سلامممملیکم به همراه یک لبخند مونالیزا
داشت قلبمات می ایستاد ...خدا به روی ما رحم کرد !
با خود گفتیم چی شد این کامنتمان !
.
.
.

.
.
.
آیکون بوسه هم که ندارید !

این را قبول فرمایید ویس نازنین @
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما که باشیم که بخواهیم کامنت افتاب تابان را ......منم می بوسمت.و دوستت همی دارم.

بوستون هم رسید.مالاچ
سه‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:15
+ آفتاب
ببار باران که دلتنگم...مثالِ مرده بی رنگم

ببار باران کمی آرام...

که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی وتنهایی رفیق باوفایم شد

ببار باران......

بزن برشیشه ی قلبم بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دستِ تو باشد

ببار باران.....

که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم ازیادش

ببار باران..درخت وبرگ خوابیدن

اقاقی..یاس وحشی..کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران..جماعت عشق را کشتن

کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن...

ولی باران تو با من بی وفایی.......

تو هم تا خانه ی همسایه می باری و تا من....

می شوی یک ابرتوخالی

ببار باران........

ببار باران..................که تنهایم




http://www.pic.iran-forum.ir/images/bbbin3v03qjhfnaocup.gif
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ببار بارون که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش

چقدر قشنگه.و چقدر وصف حاله.عالیه نوشتمش تا حفظش کنم.

شاد باشی
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:04
+ خلیل
سلام

چه زیبا که شادمانه ای دیدیم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انگیزه ای جز باران برای شادی نیست.
چهارشنبه 11 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:21
+ کوروش
گاهی وقتی عزیزان اینهمه از باران می نویسند ، برای منی که در لندن ایران(البته فقط آب و هواش)
دلم هوایی باران می شود.
مثل جنگلبانی که در جنگل پی باران می گردد.
من هروقت باران می بارد ترانه ی! باز باران با ترانه یادم میاد
یا
بارون بارون
زمینا تر میشه
گلنسا جونم
کارا بهتر میشه

حالا ببین که مثلمالی خولیائیا مرتب این لبا می جنبه

درود بر ویس نازنین

امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعاْ که شما و فرخ عزیز در بهشت زندگی می کنید.و حداقل مطمئن هستید که از سرطان ریه نخواهید مرد.ما که در طوماری از دود پیچیده می شویم دلمان به قطرات باران خوش است.

درود بر استاد عزیز،کورش
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 00:10
+ پژمان
سلام
مرسی بابت همراهی و کامنتی که در وبلاگ پرنیان برای پستی که چند روز پیش آپ کرده بود گذاشتی....
میدانم که شما نیز این درد را آزموده اید
باز هم تشکر میکنم بخاطر همراهی و همدلی تون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما درد مشترکیم.
پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:28
+
سلام ویس عزیز.
بله .دخترم نه سال و نیمش هست و کلاس چهارمه .
عکسش هم تو پست روز دختر مبارک هست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بچه ها را دوست دارم.از طرف من ببوسش
جمعه 13 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 16:21
+ راز
سلام
خوش به حالتون بارون میاد..
اینجا قهر آسمان است...
زیر باران یاد ما بارن ندیده ها باش..
موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .ما هم مثل شما ندید بدید هستیم.هر وقت بارون اومد یاد شما خواهم بود.
شنبه 14 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:13
+ پروفسور بالتازار
سلام ویس خانم
حال شما؟
خوش میگذره؟
اومدم یه سلامی بکنم و برم
دیروز از همدان برگشتم. خبر خاصی نبود. جز خستگی سفر و سرما خوردگی
روزهای خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب پروفسور.

راستی رفتی لاله جین همدان.اونجا فقط سفال درست می کنند.

انشاالله که سرما نخوردید

برایت سلامتی آرزو دارم.
یکشنبه 15 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:17
+ باران
خدایا شکرت..
.
.
سلام بانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از من است.شما خوبید؟واقعآ خدا را شکر.
یکشنبه 15 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:26
+ سهبا
سلام نازنینم . چه بارانی می بارد این روزها . خدا را هزاران بار شکر .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله خدا را شکر که یادش اومد که داریم از خشکی می میریم.امروز زاینده رود هم زنده شد و آب در آن جریان یافت.شکر
یکشنبه 15 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:53
+ دانیال
امروز هنگام دعا ، مدام یاد مادر مرحومتان بودم ...
دلیلش را نمیدانم ولی برایش دعا کردم ...
خودت خوبی بانو ؟ کم پیدا نباش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه دفعه دلم روشن شد.ممنون از اینهمه لطف.واقعاْ تشکر می کنم.

من خوبم و چشم.مدتی بود که همه چیز قاطی شده بود .چشم