X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390

ملتقای درخت و خدا

نیمه شبه و دارم فکر می کنم ،دیگه نمی تونم تحمل کنم. 

 

ببخشید خیلی حالم بده .تا بعد هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

 

از تمام دوستان بهتر از آب روانم خداحافظی می کنم. 

 

صلاح کار کجا و من خراب کجا 

 

عاشق همتون بودم و هستم.دیگه نمیشه.شونه هام دیگه نمی تونه.این یکی را دیگه نمی تونم 

نظرات (23)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 02:34
+
سلام دوستم
به واسطه وب دوستی به شما سر میزنم نمیدونم این تاب وخستگی علتش چیست اما همه ابعاد عالم نیرویی ماورایی ست
خواستی بهم میل بزن ا شاید بتونم بادبان این بادهای مخالفت باشم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:21
+ پژمان
خیلی خیلی مناسفم که اینها رو ازت شنیدم
نمیدونم خدا داره چکار میکنه با تو...با من...
حق داری
اما من نمیخوام تنهات بذارم، (کمترین کاریست که از من برمیاد)
فقط لطفا، خواهشا بگو چطور میتونم هر از گاهی باشم....
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:47
+ ایمان
بی خیال ویس...از این شوخی ها نکن...
اوضاع همه مون همینه...لعنت به این روزگار...می دونم چی می گی اما باش...
منتظرت هستیم...

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 14:10
+ قندک
سلام.خداااای من. چی شده عزیز؟ این یکی یعنی چی؟ متوجه نشدم. تروخدا این کارو نکنین.اقلا بگین چی شده. پاک نگرانمون کردین.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 15:37
+ فرخ
نمی تونم باور کنم که تو نباشی و بذاری بری .
من در باور کردن چنین موضوعی کافرم ... از ابی لهب و ابوجهل هم بدترم . ایمان نمیارم به اینکه بری و ما فراموشت کنیم .
سخت میگیری شاید ... شاید هم روزگار خیلی سختگیری میکنه .
اینجا میعادگاه ماست ... من و دیگران همین جا به دیدارت میایم و به این رفت و آمدها عادت کردیم . از صمیم قلب آرزو دارم که چنین اتفاقی نیفته ... می دونم که اینو درک میکنی ... می دونم که خودم وقتی قاطی کردم و چند بار رفتم ، یکی از کسایی که خیلی در بازگشتم موثر بودند خودت بودی . . . و حالا تو که همیشه دلیل بودنم بودی داری میری . . .
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:26
+ سهبا
اینا یعنی چی ویس عزیزم ؟؟؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 17:49
+ آفتاب
ویس عزیز و نازنین من سلام ..دلم نمی خواد بگی نمیای ..عمیقا دوست دارم اینجا باشی ..شاید چند خط نوشتن برای هم دیگه و دوستان قدری به آرامشمون کمک کنه ..نمی دونم چی باید بگم ..فقط میگم طاقت بیار عزیز دلم ..ما همیشه در کنارتیم و می خواهیم باشی ..فقط کافیه خدا گوشه چشمی نظر کنه ..الهی به امید تو کمک کن به تمامی بنده های خوبت .. کمک کن .
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:20
+ دوست تو
چرا حالت بده؟ در همه چیز حکمتی زیبا نهفتست خداخافظی نکن ما چه بخوایم چه نخوایم خدا حافظ همست
چرا همه تونستیم که اومدیم زمین
پس تا اخرش هستیم
با خودت کنار بیا مشکلت هر چی باشه هر چقد سنگینی کنه رو شونه هات
.بازم قابل حله فقط بگرد راهشو پیدا کن.نیا تا راهشو پیدا کنی ولی تمومش نکن خدافظی نکن
و اول از همه هم برای حلش دنبال خودت بگرد وقتی تونستی خودتو پیدا کنی اون وقت همه چیز با بینش تو قابل حله و سادست.زندگی ما همه مثل جنگ میمونه بی دقتی کنی خودتو جا میذلری رو زمین مین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:01
+ دانیال
این رسمش نیست ...
فقط نگران تر شدم ...
خسته شدی از نت ، از آدمای مجازی ،
از لبخندهای الکی و پلاستیکی ؟
خب بنویس خداحافظ ولی این که مینویسی این یکی را دیگه نمیتونم تحمل کنم ...
چکار میکنی تو ؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 20:03
+ کوروش
ای مونس یوسف اندرین بند
تعبیر عیان چو شد ترا خواب،؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دل پر ز شعف، لب از شکرخند
محسود عدو، به کام اصحاب ،
رفتی برِ یار و خویش و پیوند
آزادتر از نسیم و مهتاب،
زان کو همه شام با تو یک چند
در آرزوی وصال احباب ،
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 21:09
+ لاله
:(‌ چی شد؟
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:57
+ آذرخش
سلام
خوبی؟
این بچه بازی ها چیه؟
پاشو بیا ناراحتمون نکن
اتفاقا این چند روز دلم واست تنگ شده بود. اومدم دیدم اینجوری نوشتی دلم گرفت
زود باش بیا
یالا یالا
امیدوارم زودی بینیمت دوباره
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:35
+ فرفری
ویس عزیز سلام
دیر رسیدم...
نمیدونم رفتنت از سر همون تنهاییه که صورتش رو به پنجره میکشه یا چیز دیگه ای...
امیدوارم ... همش باید بگم امیدوارم... واسه تمام چیزهایی که نمیدونم...
حالت خوب باشه
این روزهای سخت به هر دلیلی که هست زود بگذره
ویس عزیزم ... امیدت رو از دست نده... که اگه داشته باشیش هنوز هم میشه تحمل کرد... خدا هست تو رو میبینه و حواسش بهت هست ... منتظرت هستم
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 18:06
+ پژمان
ویس
یه چیزی بگو....
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:42
+ مهستی
سلام ویس عزیز

من هیچی ازت نمی دونم ولی می دونم تو هم مث من ی زنی که باید بیش از حد توانش تحمل کنه .

ولی نرو . جا خالی نکن . بمون . کم رنگ ولی باش .

گاهی همین چند کلام درد دل کردن آدم رو خیلی آروم می کنه .

خواهش می کنم بمون .و با این روزگار لعنتی مبارزه کن .
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 20:14
+ ستوده
سلام ویس عزیزم .
نمیدونم چی شده ولی خیلی نگرانت شدم .
کجایی خوب هستی
امتیاز: 0 0
جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 20:15
+ ستوده
تو را به خدا ناامید نشو خودت گفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد .

میخوای بری مگر نه اینجا تنها جایی هست که میتونی درددل بنویسی .
برات از ته دل دعا میکنم
امتیاز: 0 0
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:33
+ خلیل
سلام،

نگرانم نگذار دختر!
امتیاز: 0 0
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:54
+ دانیال
دالّی موشه ... کجاهایی ؟!
عاشقان را بی خیالی خوش تر است ...
بیا
امتیاز: 0 0
یکشنبه 29 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 14:39
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز.یک قطعه آهن اگر بنا باشه فولاد بشه باید آبدیده بشه.البته خیلی سخته. قبول دارم.ولی چاره چیست جز تحمل؟امیدوارم از مشکلات عدیده تان روز بروز کاسته شود.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 13:40
+ مهسا
چی شده دوست خوبم کجاااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 23:34
+ باران
..
های
ویس...!!!

ویس مهربان ما؟!!!
امتیاز: 0 0
شنبه 5 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 13:31
+ یه دوست
سلا ویس عزیز
خوشحالم که دوباره برگشتی روح وطراوتی تازه یافتی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم ممنونم که به من سرزدی