X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
جمعه 2 فروردین‌ماه سال 1392

حول حالنا

خوب سال تحویل شد و گفتیم خدایا حالمان را خوب کن. چه حالی باید خوب شود ، دگرگون شود ، چه حالی؟ حال درونم ؟حال بیرونم ؟  

 کلمه یا سخن دو شکل دارد، یکی صدایی که به صورت واج های صامت و مصوت شنیده می شود و می گذرد.بی هیچ تاثیری، یکی باری که هر واج به دوش می گیرد که می دانیم دامنه ی بسیار وسیعی دارد حتی تا مرز حروف ابجدی که می تواند کارها کند کارستان ، حتی کلمه ای که می توان نام اصلی و حقیقی حضرت دوست را ، که همان نام اعظم است ، بیان کند. 

وقتی می گویم : حال مرا دگرگون کن به سمت بهترین حال ها، شکل اول کلمه منظور نیست بلکه وسعتی از مفاهیم را شامل می شود که باید مرا تکان دهد .آیا می دهد؟ 

می گویند عطار تاجری بسیار مرفه بود که برای خودش دبدبه و کبکبه ی فراوان داشت ، روزی درویشی بر حجره اش آمد و گفت کمکی کن.عطار از او خواست که دور شود .و درویش به او گفت با این همه مال در درگاه خدا چه جایگاهی داری؟ عطار با تمسخر به او گفت تو چه جایگاهی داری؟ درویش کشکولش را زیر سرش گذاشت و گفت : انا لله و انا الیه راجعون و در دم جان سپرد.و عطار شد عطاری که ما می شناسیمش . عارف ، عاشق، شاعر و...حالا اگر ما بودیم بعداز این اتفاق زنگ می زدیم به پلیس می آمدند و جنازه اش را می بردند و انگار نه انگار اتفاقی افتاده و به زندگی مان ادامه می دادیم !!عجیب نیست .انسان امروز چرا این قدر دور شده ، غریبه شده با خودش. می گوید حالم را خوب کن و می رود هر کاری دوست دارد باز هم انجام می دهد. این کلمات برایش لقلقه ی زبان شده بدون هیچ معنایی.تاثیر ندارد.پوست کلفت شده.پوست روحش حجابی شده که روی فطرتش را پوشانده است. 

حول حالنا ، خدایا چگونه حالم را دگرگون کنی وقتی لحظه ای به خودشناسی خودم توجه ندارم! 

چگونه احسن حال ها را به من بدهی که حتی زمان کوتاهی خودم را درمسیر حال خوب داشتن ، قرار نمی دهم.  

خدایا چرا من همیشه شاکی ام و نمی بینم که بیشتر از ارزش وجودی ام شامل لطف و رحمتت بوده ام. 

خدایا در این هستی و کائنات ، چرا فقط خودبین شده ام و می اندیشم که باید همه چی بر مدار من و خواسته هایم بگردد؟ 

خدایا مرا ازین که خود محور باشم نجات بده .و از این حال بد که روح و روانم را تسخیر کرده ، نجات بده و مرا به سمت و سویی هدایت کن که برای تمام هستی احترا م قائل باشم .وکمکم کن که خودم را با اعمال شایسته و خدمت به خلق ،در مسیر دریافت فیض فیاضیتت ، که همانا حال خوب است، قرار دهم .آمین 

 

بیامد عید ای ساقی ، عنایت را نمی دانی 

غلامانند سلطان را ، بیارا بزم سلطانی 

منم مخمور و مست تو ، قدح خواهم زدست تو 

قدح از دست تو خوشتر ، که می جانست و تو جانی 

بیا ساقی کم آزارم که من از خویش بیزارم 

بنه بر دست آن شیشه ، به قانون پری خوانی 

چنان کن شیشه را ساده که گوید خود منم باده 

بحق خویشی ای ساقی ! که بی خویشم تو بنشانی 

میی اندر سرم کردی و دیگر وعده ام کردی 

به جان پاکت ای ساقی! که پیمان را نگردانی 

که ساقی الستی تو ، قرار جان مستی تو 

در خیبر شکستی تو ، به بازوی مسلمانی 

 

پ . ن  : ساعت یک و نیم نیمه شب اول فروردین یعنی در واقع شروع دوم فروردین ،است. نوشته ام ازدلم بر آمد ، بر هیچ اصل شناخته شده ی عرفانی نیست.فقط یک دلنوشته است. شامل رد و قبول نمی شود چون ادعایی ندارد.

نظرات (12)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 2 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 13:50
+ صادق (فرخ)
سلام و تبریک
این که می گویند :حول حالنا ، یعنی که حال ظاهری ام را به بهترین حالها برگردان . خانه ی بهتر ، پول بیشتر ، رفاه بالاتر و الی آخر.
من و مثل من اگر به جای عطار بودیم ، به خود میگفتیم حتما طرف مجنون و دیوانه بود که آمد جلوی دکان و مرد ... بعد هم پیش بینی میکردیم که بله یارو سم خورده بود و دنبال جایی می گشت تا مرگشو به رخ این و اون بکشه ... و در کل همه چیز به جنون درویش ربط پیدا میکرد . مرگ اخلاق از همین روی در روزگار ما پدید آمده است ... همه از خداوند عافیت و ثروت و همسر خوب و سربزیر و ویلا و سفر خارجه میخواهند . کمتر کسی در ابن دوره به جان همه آدمها و همه ملتها دعا میکند و برای آنها نیز خیر و صلاح میخواهد .
کاش در نوروز امسال کودکان جنگ زده و بیچاره ی سوریه را هم به یاد آوریم و برایشان دعا کنیم ... خدا کند حال آنان به احسن الحال برسد .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مرگ اخلاق را خوب گفتید.این روزها کسی به این چیزها فکر نمی کنه.توی دید و بازدیدها می شود کاملاً فهمید که هرسال چقدر سقوط کردیم.هیچ کس حوصله ی شنیدن دو کلمه از این حرفارو نداره. همه در باره ی دلار و یورو و مسافرت های خارجشون حرف می زنند.ولی دقت کردید ادم های اصیل و پولدارهای قدیمی هیچگاه در باره ی پول حرف نمی زنند.
در هر حال نمی دونم .باید این جامعه درمان شود.
بچه های سوریه و ایران و خیلی جاهای دیگه. دست متجاوزین به کودکان جهان کوتاه باد.
شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:34
+ صادق (فرخ)
راستی اگه امسال برای عیددیدنی خونه ی اون فامیل خیلی پولدارتون رفتید ، سلام برسونید .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا به همه شفا بده .ایشون در شرایط بسیار بدی از نظر بیماری هستند و شنیدم قبول دکترها به خانه اش یک نوع کمدی کلاسیک است. خدا را شکر از دید و بازدیدش خلاص بودیمحالا چطور یاد او افتادید؟
دلم براش می سوزه ، شمارش معکوس مردنش برای اطرافیانش شروع شده و همه دارند حساب سهمشون را می کنند.آیا این واقعاً نامش بدبختی نیست؟
یکشنبه 4 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 16:27
+ پژمان
سلام و تبرک فراوان
خداوند به همه ما کمک کند که خود را باز شناسیم تا لایق شناختش باشیم
خداوند یاریمان کند که خیر خواه یکدیگر باشیم
که از گزند دروغ و بد خواهی دور باشیم
....
عذر تقصیرات مرا بپذیرید اگر ناخواسته به دلیل خامی و ناسنجیدگی، سخنی به گزاف بر زبان راندم و ناخواسته موجبات آزردگی خاطر مبارک را فراهم آوردم.
لحظه تحویل سال، با تمام وجود دعایتان کردم.
اگر خدا بخواهد، و خود نیز، نیکی و راستی و "مهر" لایقمان باشد
مهرتان افزون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .ممنونم که در لحظه ی سال تحویل مرا دعا کردید.
دوست من شما هرگز مرا ناراحت نکردیدو بر عکس همیشه سهمی از مهربونی هاتونو داشتم.
برای تمام دعا هاتون ، آمین
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 10:56
+ هاتف
سلام
عید جدید دوباره مبارک باشه
انشالا حال هممون خوب بشه از اون خوبایی که عطار رو شامل حال خودش کرد!
یه سری چیز ها در زندگی ما ادم ها هستن که به تنهایی کاری نمیتونن بکنن یه جورایی شرط لازمن...اما وقتی تعدادشون زیاد بشه میتونن زهر خودشون رو بریزن و خرابی به بار بیارن...مثل گناه میمونن که شاید یکی دو تاش یکم قلب رو تیره کنه اما خوب زود میشه پاکش کرد...اما امان از زمانی که زیاد بشن اونوقت دیگه قلب سیاهه که خودش رو نشون میده و وای به اون موقع...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. سال نو شما هم مبارک

یک مطلب جالب می خوندم: وجدان یا همان نفس لوامه ، اعمالش غیر ارادی و خود به خود نیست ، یعنی زنگ خطر وجدان ارادی است ، یعنی باید تربیت شود و اگر سهل انگاری شود کم کم از کار می افتد. مثل همین موردی که شما گفتید. یکی دوبار که اشتباه می کنیم به ما گوش زد می کند و اگر گوش ندهیم رفته رفته زنگ می زند و از کار می افتد
آینه ات دانی چرا غماز نیست؟
زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست.

بیداری وجدان باید با یک کار دائمی و توجه همیشگی باشد.وگرنه دیگر صدایش را نمی شنویم. در این مورد عمل به اخلاق صحیح سفارش شده است.
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 11:01
+ هاتف
حالا ما ادم های مثلا متمدن امروزی جوری دور وبرمون رو سیاهی گرفته که دیگه چیزی نمیبینیم و فقط ادم هایی که عینک های مخصوص رو دارن میتونن از لا به لای این سیاهی ها سفیدی ها رو ببینن...خیلی چیزایی که خودمون با دستای خودمون برای خودمون ساختیم حالا شدن بلای جونمون و دارن ذره ذره نابودمون میکنن...این اتفاق ها همون چیزهایی که وعدشو بهمون دادن...
توی سوره واقعه یه ایه خیلی تکان دهنده هست جایی که میگه تعداد خیلی کمی از مردم آخرالزمان جز سابقون هستند و ما انگار داریم میبینیم که جز سابقون بودن خیلی خیلی سخت شده...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
می دونی در مورد خودم می گم.نفس من خیلی توجیه گر شده ، چون همراه خودمه و هر چیزی هم که من یادم می گیرم او هم یاد می گیرد و از هزار پیچ و خم می گذرد تا به من ثابت کند که ای بابا اگر این کار را کردی چون....اگر آن حرف را زدی، چون ....این " چون ها " همان توجیهاتی است که به من اجازه ی هر اشتباهی را می دهد باید خودم را از این مرحله بگذرانم.
تمام این سیاهی ها همان نگاه های اشتباه نفسانی من است
چشم ها را باید شست.جور دیگر باید دید......
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 11:04
+ هاتف
از این دنیای امروز دل منم خیلی پره بدجوری داره اذیت میکنه هر کاری که میکنیم راه نمیاد باهامون والبته خوب مردمون این دنیا بیشتر!
ببخشید اگر پر حرفی کردم شما گفتی حرف دل نوشتی منم با حرف دل پاسخ دادم اگر گزافه گویی شد عذر میخام
ضمن اینکه میتونی نظرهام رو نذارید جز نظرها چون خیلی طولانی شد انگار...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما اصلاً پرحرفی نکردید خیلی برام جالب بود که ارزش دادید به این مطلب.
انسان در شرایط معنی می شود . ما نمی توانیم مثل انسان های حتی 50 سال پیش باشیم. اگر در این شرایط باشیم و بتوانیم روی اصول خودمان بمانیم ، کاری کردیم کارستان.
هر دوره ای دغدغه های خودش را دارد. این کشاکش ها می تواند ما را رشد دهد اگر پیوسته توجه داشته باشیم.ممنون از مطالبتون.
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 18:53
+ پرنیان
سلام ویس عزیزم

آرزو می کنم سال نو هم برای تو و هم برای همه سال خوبی باشد. خالی از دردها و رنج ها و اضطرابها و نگرانی ها. انشاالله

زندگی ماشینی ناخودآگاه دورمان کرده از حال و احوال های عارفانه ولی با وجود تمام این شرایط و شکل زندگی های ما همین قدر که تلاش کنیم خوب باشیم هم خوب است. حالا عارف و شاعر هم نشدیم ، نشدیم!

من فکر میکنم وقتی که به ضعف ها و اشکالاتمون فکر می کنیم و درصدد برطرف کردنش باشیم یعنی یک قدم بزرگ برداشتیم . افسوس به حال اونائی که همیشه فکر میکنند، درست فکر میکنند.

خوش بگذره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوب و نازنینم
من هم برایت بهترین ها را آرزومندم. و دوست دارم سلامتی و آرامش دو یار همیشگی ات باشد.

ای بابا اصلاً لازم نیست آدم عارف و یا شاعر باشد ، عارف بودن در معنی عامش ، یعنی آگاهی در باره ی خو دم و اینکه
از کجا آمده ام به کجا می روم و هدف چیست .وگرنه عارف بودن در معنی خاصش ، ما کجا و این حرف ها !!
واقعاً باید تاسف خورد به حال انسان های " خود مدار" که این حال، زنجیری است که بر قلب و روحشان خورده است.

کلید طلایی : آنچه برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسندی و برعکس.البته خیلی سخته ولی خیلی درها را باز می کند این کلید.

بهار برایت خوش و خرم باشد.
دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 23:54
+ سهبا
سلام ویس عزیزم . سال نو باز هم مبارک . اینقدر دلنوشته تون قشنگ و کامل بود که حرفم نمیاد . و چقدر خوب حرف دل من رو زدی که از خدا میخوام اونقدر معرفت عنایت کنه به من که بدونم چه خواسته ای داشته باشم ازش و بفهمم وقتی از او حال خوب می خواهم یعنی چه ؟
امید که در مسیر دریافت فیض الهی قرار گیریم که بهترین حال است .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سهبای عزیز
امید که تا بحال به شما خوش گذشته باشه.

فکر کنم با اعمال خوب بتوانیم خودمان در مسیر دریافت قرار دهیم. الله اعلم
همیشه به من لطف داری ممنون.
چهارشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 01:17
+ صادق (فرخ)
باز هم سلام
بعضی دوستان فراموش میکنند که من چیزی رو در باره ی دوستانم از یاد نمی برم . یه وقتایی همه فکر می کردند که حافظه ی استثنایی دارم ... اما نه من فقط با علاقمندی اطلاعاتی رو که دوستان بهم میدن ، برای همیشه اونا رو بایگانی میکنم .
فقط این اطلاعات هیچ وقت بایگانی راکد ندارند ... بایگانی مغز من همیشه آنلاینه و به روز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در اینکه شما آدم تیزهوشی هستید فکر نمی کنم کسی شکی داشته باشه.
پنج‌شنبه 8 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 20:14
+ هاتف
سلام
غیر از توجیه گر کمی هم طلبکار شدیم از این واون و انگار این مسئله یه درد شده توی جامعه ما....عجب نمیدونم سعادتی داشتیم!بختی داشتیم!چی چی داشتیم که شدیم آخرالزمانی!!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درسته ما از تمام هستی طلبکاریم.ولی هیچکاری برای هیچ کسی که نمی کنیم ، حتی برای خودمان هم نمی کنیم.خودمان را درجهت سیر کمال قرار نمی دهیم.فقط مصرف کننده هستیم.
به هرحال هیچ چیزی اتفاقی نیست.حتماً باید در این دوره می بودیم ، که هستیم.هر 12000 هزار سال که تکرار بشه بالاخره در یک دوره هستیم دیگه.
شنبه 10 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 10:06
+ نوشته های پراکنده
سلام
خوبی؟
خوشی؟
سلامتی؟
حال و احوال؟
عیدت مبارک
سال نو مبارک
امیدوارم سالی سراسر شادی و سلامتی و دل خوش و پربرکت داشته باشی و حالشو ببری و نوشته های خوب خوبت رو بخونیم و لذت ببریم
مرسی که بهم سر زدی. دستت درد نکنه. والا من هنوز مسافرت هستم و همون روز اول که لب تابم رو روشن کردم بالا نیومد و هرکاریش کردم به هیچ صراطی مستقیم نشد و نتونستم بیام اینترنت
این که پر واضحه که سفره هفت سینت از همه قشنگ تره. کسی هنر مند باشه و اهل موسیقی و شعر و عرفان و ... باید هم سفره هفت سینش بی نظیر باشه
روز و روزگارخوبی داشته باشی و خوش بگذره و واست بهترین هارو آرزو می کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به به ، همیشه به سفر . حسابی خستگی در کنید و خوش بگذرونید.

در باره ی سفره هم شوخی کردم.خوب البته سفره ام را دوست دارم .برای خودم فانتا باز کردم
شما که استاد کامپیوتر هستید دیگه چرا؟
چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:04
+ قندک
به حق گفته اند که سخن کز دل براید نشیند لاجرم بر دل. احسنت.چه مثال جالبی!البته اینگونه تحولات برای هرکسی رخ نمی دهد.باید عطار بود.ظرف هم بایدگنجایش و تحمل داشته باشد. بهترین اشربه را هم اگر در آفتابه بریزند کسی به آن لب نمی زند!افسوس و صد افسوس که که تاکنون قلب مکدر و آفتابه ای من بلورین نشده است.پس چگونه درونش از شربت عالی پر شود؟! خدایا حول حالنا الی احسن الحال .واحسن ظرفیتنا!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . فکر کنم همه اگر کمی توجه به : از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ، به کجا می روم آخر ننمایی وطنم ، داشته باشه زود تاثیر پذیر میشه. ولی انگار همه از جنس سنگ شدند.
شما که همیشه شکسته نفسی می کنید.
ظرفیت ها متفاوت است
گر بریزی بحر را در کوزه ای

چند گنجد قسمت یک روزه ای