X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392

عاشقم

سلااااااااااااااااااااام

عاشقم

اهل همین کوچه ی بن بست کناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی

تو کجا ! کوچه کجا ! پنجره ی باز کجا !

من کجا ! عشق کجا ! طاقت آغاز کجا!

تو به لبخند و نگاهی ، من دلداده به آهی

بنشستیم

تو در قلب و

من خسته به چاهی

گنه از کیست ؟

ا آن پنجره ی باز؟

از آن لحظه ی آغاز ؟

از آن چشم گنه کار ؟

از آن لحظه ی دیدار ؟

کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت

همه بر دوش بگیرم

جای آن یک شب مهتاب

تو را تنگ در اغوش بگیرم.

تمام دیشب گوش به زنگ باران شدم ، صبح هنوز هوا تاریک بود ، رفتم بیرون . خنک بود ، دیگر باران نمی آمد اما رد پایش مانده بود.دلم غنج می رفت .الکی خوشحال بودم.آدمایی را که همیشه هنگام راه رفتن می بینم ، دیدم. به همه می گفتم .سلااااام . صبح شما به خیر . به به چه روز خوبی !! ولی انگار یک دست نامرئی مرا از پشت به عقب می کشید ، یه چیزی در درونم آشوب بود. یه چیزی کنار گوشم می گفت بسه دیگه . فصل عاشقی شروع شده بود. و گریز از آن کاری بیهوده بود.

حکایت طره ی پریشانش بود و دل پریشانتر من.

طره ی پریشانش دیدم و به دل گفتم

این همه پریشانی ، بر سر پریشانی

شدم ممیزی خودم ، خط می زنم ، پاک می کنم ، اما صورت مسئله همیشه هست.

بگذریم....

 

نظرات (14)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:54
+ مریم
سلام ویس عزیزم
عجب سلام پر انرژی دادی اول صبحی
نمیدونم چ رازی داره بارون که ادم رو الکی عاشق میکنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
همینجوری الکی خوشم دیگه
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:56
+ farzad
این روزا با دردام رفیــق فاب شــُدم

شــب لحافــ ِ تنهایــیم پـُر میشه از دردَم …

دوره کمــَرَم حلقــه میکنه دستاشـو …

در آغوش میکشــه این جسم ِ بی جونـــ ُ

نتــَرس !

خوشبختــَم باهــاش …
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.ممنون که اومدی اینجا .
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 11:00
+ صادق(فرخ)
سلام
نزدیک بود امروز برایت بنویسم : زین همرهان سست عناصر دلم گرفت . . . که ناگهان از در درآمدی و مژده ی دیدار آوردی و با شعری که همه ی وجود انسان را از تصاویر عاشقانه لبریز می کند و بوی باران و پاییز میدهد ، دلم را و دل همه ی ما را نواختی و خوش کردی . . . شادمانم که در این روزگار سخت ، کلماتت بوی عشق دارد .
اصلا ما همه باید می رفتیم در ادارات دارایی و سرممیز میشدیم . از بس که ممیزی کردن خود را خوب بلدیم ... ویس عزیز
صورت مساله را دوباره بخوان ... شاید توانستی جواب را بیابی .
چنانچه نشد ، مرا که در ریاضیات شهره ی آفاقم به کمک و امداد فرا بخوان .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . می توانی به دنبال شیرخدا و رستم دستان باشی اما در پی همره دیگری نباشی که دلمان می گیرد. تازه من بیچاره به آهی از دست می روم چه برسد به سست عنصری !! تازه بازم بگم که شهر بی تو مرا حبس می شود. سر به آواره بودن می گذارما...
خوب اینا شوخی ادبی بود. ارادت دارم تمام قد.
آخ ازین صورت مساله ، جوابی ندارد . مانده در دلم.
من هم خوشحالم که باز توسن مشکلات را رام کردم و اومدم اینجا.
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 13:57
+ آفتاب
حالا عاشق شدی ما رو چرا از یاد بردی ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرا یاد آوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم

مهربونم. هرگز یادم نمی ره روزای سختم را که دلداریم دادی.
منم عاشق نشدم ، عاشق بودم
یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 20:40
+ سهبا
خب اقرار می کنم شادم از این هوای عاشقی که در سر داری ...
سلام ویس عزیزم . همیشه شاد باشی و عاشق.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده ای
ما آن شقایقیم که با داغ زنده ایم
حتی در غمگین ترین و گرفتارترین لحظات زندگیم ، شور عشق در دلم هست. از الست بوده و یادم نرفته.
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:30
+ پرنیان
کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب تورا تنگ در آغوش بگیرم ...

من همیشه فکر می کنم وقتی که یهو الکی خوشحالیم ، یک نفر یک گوشه ی این دنیای بزرگ داره بهمون فکر میکنه که خیلی هم دوستمون داره .

همیشه خوش باشی واقعیِ واقعی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره یقین دارم داره یک گوشه ای به من فکر می کنه حتی اگر یک خیال ساده لوحانه باشه ، دوستش دارم.ای وای فکر بد نکن ، خیالمو می گم.
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 17:11
+ دوست
سلام
امروز هم خواهش کردیم دیروز دوباره تکرارشود.
با گذشت زمان می آموزیم برای کسی که دوستش داریم جایگزینی نیست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روز بدون گرمای عاشقی برایم وجود نداره. اگر باشه نمی تونم از جام پاشم. خدا گواهه
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 17:16
+ قندک
سلامی دوباره
خواستم بنویسم قندک راستش از گل روتون خجالت کشیدم نوشتم دوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازاوست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوست نوشتید که بدتر شد. یک دوست همینطوری نمیره که آدم از دلشوره بمیره
چرا آدرسی که دادید باز نمیشه ؟؟؟؟
خوب خوبید انشاالله
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 17:20
+ قندک
به قول پرنیان مثل خودتون عزیز.آن لحظه ای که فکرش راهم نمی کنید کسی در دور دستهاداره خاطره خوبی هاتونو ورق می زنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مطمئنم
حالا نوبت منه . اومدم سایت شما را باز کنم نشد. چرا بدون خبر رفتید ؟
حداقل اگر ما می رفتیم یک خداحافظیی چیزی ...ولی شما یهو غیبتون زد. چرا ؟؟
دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 19:07
+ آفتاب
عزیزمی نازنینم
امتیاز: 0 0
پاسخ:



دوشنبه 13 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 23:13
+ جمال
سلام ویس عزیز
انشاا... همیشه سرشار از انرژی و نیرو باشید
خوش باشید و خوش بدرخشید دوست عزیز ...
یادت می آورم اون زمان که در اوج شادی و سرو هستیم
لحظاتی بوده قبلش که از زندگی سرد بودیم ...نا خوش بودیم
اما به هر حال شاهد طلوع شادی و سرور اون لحظات را پس زده است ...زندگی فریب دادن خود نیست اما به هر حال از انتخاب دو گزینه بیشتر نداریم ...تسلیم شویم یا مبارزه کنیم
الگو باشیم یا عبرت دیگران ؟مایه ی افتخار خود و خانواده و ...خودباشیم یا مایه ی سرافکندگی و...باشیم ؟امواج مثبت و انرژی زا از خود پخش کنیم یا امواج منفی وناامیدکنند؟
یادمان باشد اگر ما نبودیم هستی چیزی کم داشت ...
به امید بهترین ها برای ویس عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من
شما هم همیشه سالم باشید.
امواج زندگی آدمو زیر و رو می کنه . هر لحظه حالی و هوایی داریم.
سعی کردم در تمامی اوقات ، حتی تلخ ترینش ، افسرده نباشم. از بالا به جریانات نگاه کنم.
زندگی مثل پازل است .و هرکدام بخشی از آن هستیم.
ایام به کام
سه‌شنبه 14 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 08:31
+ نوشته های پراکنده
سلام
خوبی؟
خوشی؟
سلامتی؟
اختیار داری. ما که همیشه احوالتو می پرسیم و مزاحمت هستیم
تو سایه ات سنگین شده
توی دو سه روز گذشته چند تا آهنگ راک با حال شنیدم و کلی حال کردم و به یادت افتادم. خداییش حیف نیست بجای این آهنگا موسیقی سنتی گوش میدی؟همچین که محکم می کوبن روی درام و گیتار الکتریک میزنن آدم روحش حال میاد و همه اعصاب خوردی هاش تخلیه میشه
پریشب هم یه کلیپ خیلی باحال از متالیکا دیدم. اما شبش خواب شیطان دیدم. با خودم گفتم حتما این که میگن اینجور آهنگا شیطانیه راس باشه
ببین من چقدر واست کامنت میذارم. یاد بگیر. هرچی می خوام لج کنم مث خودت کم بنویسم نمیشه. باید کلی سر به سرت بذارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاملیکم
هم خوبم هم خوشم هم سالمم . به به چه دنیای پرتقالیی
همه چی آرومه
با موسیقی بلوز موافقم. خیلی دوستش دارم.الویس پریسلی را هم دوست دارم.دیگه چی بگم مادرجون ...نوه ی گلم متالیکا گوش نکن .پند پذیر باش .من این موهامو توی آرایشگاه سفید کردم .گوش کن
یک تکنوازی تار شهناز درمان بیماری شماست .می توانی بعد از ظهر ها و یا قبل از خواب صرف کنی.
شما تمام حرفارو در پست هایت می نویسی .دیگه چیزی نمی مونه بنویسم.نوه ی من صاحب کمالات است. دانشمند است . مادرجون در زمان ما، با سفینه می رفتیم فضا سبزی می خریدیم می اومدیم.حالا صد رحمت به دوره ی شما که پاتون روی زمینه و در ترافیک می مانید. قدر این همه نعمت را بدانی والا
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 09:38
+ باران
سلاملیکم!
اوووووووووووووووووووه!!! ما نبودیم چه خبراست اینجا!

.
.
.

عاشق و شاد و سلامت بمونی همیشه ویس مهربان ..

امتیاز: 0 0
پاسخ:
همینه دیگه ، شما و بانو می گذارید می روید ، سر ما چی که نمیاد
خوبید ؟ سلطان بانو چطورند؟
خبری نیست .فقط یک شعر است.
پنج‌شنبه 16 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 13:21
+ farzad
مرهم زخم های کهنه ام

کنج لبان توست!

بوسه نمیخواهم

چیزی بگو ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حرف زدن با هم . حرف داشتن با هم ، خیلی کیمیا شده. حرف ، حرفی که حرف باشه ، وگرنه فضا پر از صداهای بیخود است.