X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
جمعه 25 بهمن‌ماه سال 1392

هذیان

دستمو زدم زیر چونه مو نشستم. داشتم لحظه به لحظه خراب تر می شدم. تا حد مرگ بی حوصله بودم وشرایطی نبود که بیرون برم. حرف زیادی همیشه حالمو بد می کنه. به قولی کل کل . تو کوچه یک نفر داشت آکاردئون می زد و می خوند : تو را دوست دارم تورا دوست دارم. اگه پاییزم اگه بهارم .....رفتم از پشت پنجره نگاهش کردم ولی حالشو نداشتم برم بهش پول بدم. چرا دیروز گورستان ظهیرالدوله را بسته بودند.؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگر زیارت اهل قبور سفارش نشده ؟ نکنه فروغ توی قبرش نیست؟ چه می دونم !! نمی خوام حرف بزنم. چیکار کنم. با همه چی کار دارند دوستان.!!!!

حتماً فروغ هم ا زعصرهای جمعه شاکی بوده :

جمعه ی ساکت

جمعه ی متروک...

حال و هوای عید داره کم کم خودشو نشون میده . همین دیروز عید بود.چقدر زود می گذره .

پ . ن : امروز یعنی یکشنبه ، وقتی رفتم تو حیاط و چند برگ ریز شمعدانی را که از زیر برگ های یخ زده ، بیرون زده بود ، دیدم کلی خجالت کشیدم.بهشون گفتم به خدا من آدم شاکیی نیستم. روزمرگی منو از پا در میاره. ببخشید. باشه خدا را شکر برای تمام چیزایی که دارم و ندارم. خوب شد.



نظرات (7)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 22:53
+ آفتاب
سلام نازنینم .. خوبی ؟
به جای گورستان برو یه جای بهتر .. چرا اونجا روانتخاب کردی؟

یه توچال و یا یک جایی که هوای آزاد داشته باشه برو .. اصلا می خوای منم بیام ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . نمی دونم چی بگم ؟
ممنون از سفارشت ، ولی فروغ و خیلی آدمای بزرگ اونجا هستند.
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 10:07
+ باران
...

تا آب شدم سراب دیدم خود را

دریا گشتم حباب دیدم خود را

آگاه شدم غفلت خود را دیدم

بیدار شدم به خواب دیدم خود را ...
.
.

حکایت هر روز ما
شاید همین باشد ..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوبل به شما . خوبید ؟
واقعاً اگر هدف های عالی برای ارتقای روحمان نداشته باشیم ، همینطور که نوشتی در حباب هستیم . و گنگ خواب دیده ایم.
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 10:25
+ نوشته های پراکنده
سلام مادر بزرگ مهربان
خوبی؟
خوش؟
حال و احوال؟
وقتی میای سر میزنی و خوب و خوش اخلاق و مهربونی آدم دوست داره تند تند بهت سر بزنه
یه چند روزی کار داشتم و سرم خیلی شلوغ بود. ولنتاین هم نتونستم خدمت برسم. با تاخیر مبارک باشه
از حالا عیدتم مبارک
بعله داره عید میرسه و منم مث همیشه همه کارهام مونده
اینم کادوی عید بازش نکن تا عید بشه
خو باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مادر جون .اما یه چیزی بگم ، یک نوه ی خوب بداخلاقی های مادربزرگشم بایدددددددددددددد تحمل کنه .اهه
چرا زحمت کشیدی یه دونه کافی بود.
عیدی شما هم می باشد چون خودت گلی .
مادرجون ای که می گن ولنتاین یعنی چههههههههههههه
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 15:40
+ جمال
سلام دوست عزیز ویس خوش قلب
انشاا...همیشه مهماندارشادی و سرور باشید
تا زنده ای زندگی کنی و به زندگی معنی و مفهوم بدهید
گاه گاهی با رفتن به کنار دریا و کوه با هستی آشتی و صمیمی شوید ....عشق مهمان همیشگی روح و روان پاکت باشد ....
بله واقعا زمان سریع می گذرد و فصل ها پشت سر هم می آیند و می روند و با زبان بی زبانی به ما مژده ی نو به نو شدن می دن ....خوشا به سعادت آنانی که خود عشق اند و چراغ عشق وجودشان را نورانی کرده وبه اطرافیان خود انرژی مثبت و دیدنشان مایه آرامش خاص و عام است ...انشاا...خداوند هم مایه آرامش همیشگی آنان باشد .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم . شما چطورید ؟ حتماً خوبید. کسی که همیشه پیام مهر و دوستی می دهد حتماً دلش سرشار از مهر است.
بهترین تفریح من پیاده روی است که چند روزیست به دلیل زانو درد محروم شدم. حتما خوب میشم انشاالله
پنج‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 19:59
+ خلیل
سلام،

بارکه اله به شمعدانی!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بارک الله
شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 15:58
+ ونوس
سلام دوستم
عزیزم تنها تو اینطوری نیستی تقریبا الان هم ما به یه نوعی همین طوری شدیم چه میشه کرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . دقیقاً همین طوره . چه میشه کرد.
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:39
+ پرنیان
سلام
یه عده ای هستند که از مرده ی فروغ هم می ترسند. طفلکی ها . نمی دونند خیلی از آدمها حتی آقایان هم لحظه لحظه با فروغ زندگی می کنند.

در ظهیر الدوله رو باز نکنند با قلب مردم چه کار می خواهند بکنند؟

شمعدانی من گل داده
امتیاز: 0 0