با دست های زمینی ام در خاک نهادمش و با دلم ،نظاره گر پرواز روحش شدم.با چشمانم در جستجوی حضور بی حضورش خواهم ماند.و طومار خاطراتش و مهربانیش مرا تا هستم در هم می پیچد.دیگر سخن ها را من می دانم و دلم و او.
پ.ن:امشب که اومدم اینجا دلم گرم شد و چشمم گریست که چقدر دوستان وبلاگیم بیادم بودند.چقدر با واژه نوازشم کردند.چقدر مهربونی اینجا هست.و چقدر نیازمند این مهر هستم.دست پر مهرتان را از شانه هایم بر ندارید که سخت نیازمند آنم.
پ.ن:دلم می خواد اسم تک تک شما را بیارم و تشکر کنم.از پرنیان عزیزم که در تمام این لحظات سخت،حتی در بهشت زهرا و روز های بعد ،هر روز کنارم بود.از فرخ عزیز که پستی برای من گذاشته،از فرید مهربان،از دانیال عزیز،آفتاب مهربان،فتح باب عزیزم،بی یار عزیزم،ققنوس عزیزم،باران مهربان،احسان عزیز،مهسای گلم، قندک عزیز،
ستوده گلم،آرمان مهربان،کورش عزیزم با آن بداهه ی زیبا،آذرخش مهربان،یک زن عزیز،خلیل دوست خوبم،مریم گلم،و تمام دوستانی که اسمشان یادم نیست تشکر می کنم .و می گویم که همه را خیلی دوست دارم.امید که همه سالم و شاد باشید و غم نبینید.



