X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
پنج‌شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1391

تعطیلات

تو این کشور ، تعطیلات کیلوییه .بابا چه خبره .؟چقدر تعطیلی ، مردیم. یکی گفت: باباجان بلند شید بروید ترکیه کنسرت ابی و کامران و هومن .والا .یک وام ناقابل بگیرید و بروید در سواحل مدیترانه حالشو ببرید.بعدشم عکساتونو بگذارید توی فیس بوک تا حسابی لج دوستاتونو در بیارید و کیف کنید. گفتم ای بابا ما دلمون به همون باشگاه انقلاب خوش بود که هی راه بریم و راه بریم .که مطلع شدیم از شنبه 4شهریور تا شنبه ی بعدی تعطیله.فکرشو بکن.خوب اینجا که تعطیله ، ویلا هم که نداریم، وای تو خونه هم که واویلاست.همه با هم کار دارند و همه هم بیکارند.هی  هر جا می ری هستند.کاش یک طناب کلفت بخرم خودمو دار بزنم.والا به خدا. دلم می خواد یک جیغ بنفش بکشم.دارم خفه میشم.  

 

پ . ن 1 ) از سال 89 جلوی خونه ی ما دو تا حیاط بود که تبدیل به آپارتمان شد و تازه دو روز بود که صداشون بعد از سه سال قطع شده بود که سرو صدای خراب کردن یک خونه ، پشت حیاط ما اومد و ما شاهد گرد و خاک فراوانی بودیم.کاشف به عمل آمد که ساخت و ساز جدیدی ، درست پشت خونه ، روبروی حیاط ما شروع شده ، چه تعطیلیی بهتر از این که سروصدا و گرد و خاک را تحمل کنیم. 

 

پ . ن 2 ) سخت نگیر عزیزم تحمل کن .چی شده مگر ؟ دو سال دیگه هفت طبقه جلوی چشمت میره بالا.مگر چی شده ، عیبی نداره ، گل هاتم که همه سیمانی و خراب بشه ، عیبی نداره سرت سلامتاینا حرفای خودم به خودم بود که آرومم کنه.آدم لجش در نمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

 

پ . ن 3 ) در باره ی مسایل س ی ا س ی تعطیلات هم ، چیزی که عیان است ، چه حاجت به بیان است؟

نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:34
+ آفتاب


سلام عزیز دلم .. خوبی ؟ ان شاالله که خوب خوبی ..

بیا پیش خودم تعطیلات رو .. کلی می ریم می گردیم .. اصلا می ریم بالای همون آپارتمانه که دارن می سازند بزن و بکوب راه می اندازیم .. خوبه ؟ملت هم شاد می شن .. دیگه هر چه دلتنگت می خواد بگو .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آفتاب مهربون

خوب اگر این کارو کنیم می ریزن می گیرنمون. هیچ کاری نمیشه کرد.فقط دعا کن اینترنت قطع نشه که اگر بشه خل میشم
شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 08:52
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس بانوی عزیز و اهل مجموعه انقلاب و ورزش و اینا . میگما این واویلا فقط یک وا از ویلا بیشتر داره.تازشم بهتر!وا ویلا.خیلیا همینشم ندارن خدا گواهه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه بازم خدا را شکر.

راستی سلام عید شما مبارک .بر گشتنتان مسعود و مبارک باد

مقصودتون از "خیلیا همینشم ندارند" چیه؟ همین ، منظور چیه؟

1- رفتن به باشگاه انقلاب

2- نداشتن ویلا

3- گفتن واویلا

4- گران شدن مرغ

گزینه ی 5 صحیح است.خدا گواهه
شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:57
+ آذرخش
سلام
خوبی؟
خوشی؟
سلامتی؟
تعطیلات بهت خوش بگذره
منم هنوز توی تعطیلاتم
خداروشکر اینقدر مسافرت های داخل ایران گرون و پر خطر هست که رفتن خارج ارزون تر درمیاد. مسافرت داخله احتیاج به وام داره. کنسرت هم که نداره هیچ، اینقدر گیر میدن و اذیت می کنن که از هرچی مسافرته پشیمون میشی
واسه عکس توی فیس بوکم نگران نباش. فتوشاپ بهترین راهه. هرجای دنیا خواستی بری بگو سه سوته می برمت
روز و روزگار خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی در حالی که توی اتاقم نشستم ، با فتوشاپ کاری کنی که همه فکر کنند که من الان روی بالکنی زیبا در اسپانیا هستم؟بد نیست.اما چه فایده، خودم چی؟

فکر کنم تعطیلات در جنوب خیلی خوش می گذره .چون اولاً جنوبه .دوم اینکه شمال نیست. عصبانی نشو شوخی نکردم برای حرفم دلیل دارم.

اولاً جنوبه ، چون هیچ کجای ایران ،مردم خونگرم و با حال جنوب را نداره.

دوم اینکه شمال نیست.چون تمام ایران جمع می شوند شمال و خیلی شلوغ میشه.مردم بومی آنجا هم کلافه شدند.

سوم ، تعطیلات خوش بگذره.
شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 12:20
+ صادق (فرخ)
سلام می دانم چه عذاب الیمی است ؟!! خانه سازی و تخریب و سر و صدا و هیاهو ... بارها گرفتارش شدم و هر روز صبح پس از بیداری از خواب آرزو میکردم که ایکاش امروز بمیرم و این صداهای ناهنجار را نشنوم . ویس عزیز شمال هم مانند حمام عمومی شده ... خدا را شکر که این چند روزه بارانی بود و مسافران نتوانستند در پیاده روها بخوابند و سد معبر کنند . وقتی اتومبیلهای سی چهل میلیونی را در حاشیه ی خیابان میبینم که برای فرار از پول هتل ، تابه و کتری و قوری و یخدان و نمکدان و .... را در کنار خود پراکنده اند و راضی به نظر میرسند ، دلم میخواهد یا خودم و یا آنها را از بین ببرم . به نظرم راهی نیست . ما در این شهرهای مسخره و در این وانفسای بی برنامه و بی هدف باید دور خود بچرخیم و بچرخیم ! فقط میتوان برای یکدیگر صبر و شکیبایی آرزو کرد ... با این همه صبر ، ما رقیبان قدرتمندی برای ایوب پیامبر شده ایم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .وای دیگه در باره ی ساخت و ساز نگم که کم مونده خل بشم.

واقعاً نمی فهمم چرا رنج جاده را باید متحمل شد و کنار خیابون خوابید .آخه این چه لذتی داره؟هرگز حاضر نیستم.همیشه در تمام تعطیلات ماندن توی خونه را ترجیح دادم.
یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 10:03
+ پرنیان
سلام
آخ گفتی !‌ سواحل مدیترانه

دعا کن برم . قول می دم عکسهاش رو هم نذارم توی فیس بوک

خسته کننده شده تهران یه کم . اون هم با این هوای غبارآلود دود گرفته ی گرم .
می گما! یه بانکی چیزی سراغ نداری شبانه بریم دستبرد ؟

هشتاد روز دور دنیا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باور کن پایه ام. می رفتیم چند میلیارد به دست می آوردیم . چار تکبیر می زدیم به هرچه که هست.

فکر کنم شاید به شکل ظاهرالصلاح ها در بیاییم بهتره چون هنگام دزدی ، به طرفمون که شلیک نمیشه ، هیچی تازه اسممون هم میشه زرنگ.وای فکرشو بکن با هم می رفتیم هر جا دوست داشتیم.به به بعد هم فکر کنم وجدانمون زیر هزار ها میلیارد ،خفه می شد و راحت می شدیم.خوبه

بابا این حرفا به ما نمیاد .عزیز دلم من و تو همون بهتره مثل همیشه بریم کافی شاپ و حرفای ساده بزنیم. و بگذاریم که احساس هوایی بخورد.
مسافرت خوش بگذره. تو را من چشم در راهم
سه‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 14:33
+ قندک
سلام و درود فراوان بر شما. به جان خودم نظری جز خیانت نداشتم!! فک کنم یک گزینه دیگر هم وجوددارد: مرغ سحر ناله سر کن....راستی ما که تعطیل نمی باشیم. شما جایی نرفتین؟ولی تهران عجیب خلوت شده.ببین چقدر شهرستانی اومده تو این تهران؟خدا باعث و بانیشو...؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . من که گفتم گزینه 5 دقیقاً می خواستم نظر شما را تایید کنم چون خودم چهار گزینه نوشته بودم
من همیشه تهرانم .چون جایی ندارم برم.تازه از جاده های شلوغ بیزارم.
همیشه در تعطیلات شاهد خلوتی تهران هستم و لذت می برم.
ولی شما که رفتید مسافرت.در عید فطر.
چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 14:58
+ ثریا
سلاااام...
خوووبی؟ببخشیید یه مدت نبودم سر نمیزدم
وااای چه درد دلیی!!!!چه دل پرییییییییی داریییییاااا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی وقت است که نیستی . همینطوری می زاری می ری.خوشحالم که اومدی .
بله دلم خیلی پره.چرا که نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 13:31
+ ستوده
وای ویس عزیزم خب در این مملکت گل وبلبل بده به فکر آسایش مردم هستند همش تعطیل میکنند که ما راحت باشیم .
البته ما نه تهرانی ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره بابا این بیچاره ها همش به مردم فکر می کنند و ما هی شکایت دارم
شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 13:32
+ ستوده
عزیزم میدونی که ما از خاکیم به خاک باز میگردیم حالا چه اشکال داره تو این دنیا هم مشتی خاک بریزن تو حلقمون .
خلق عربی که همش خاک میکنند تو حلق ما جنوبی ها ...
خب بذار خلق خدا هم خاک بریزن تو حلق همسایه ها .
دولت کریمه ما هم که هی خاک میریزه تو سرمون وبعضا تو حلقمون
در متن بالا بش از همه چی از کلمه خاک استفاده شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حمله ی دوم اعراب به ایرانه. باور کن. ولی روی سر شما خاک قند بریزند و روی سر خودشون خاک رس.

همه مون خسته شدیم از دست اینا.یک مشت ظاهر الصلاح دزد