X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
جمعه 24 شهریور‌ماه سال 1391

پاییز

امروز صدای پای پاییز را شنیدم ، می چمد در آن ، پادشاه فصل ها پاییز ، برگ هایی که رنگی می شوند،زرد و سرخ و سبز  ، بوی پاییز را دوست دارم . آسمان تپیده در یک بالش ابری ، خنکای صبحگاهی ، جیک جیک گنجشکان ، قار قار کلاغان انزوا، قیل و قال بچه ها در پایان روز مدرسه ، خش و خش برگ های زیر پا ، همه و همه را دوست دارم .روزهایی برای پیاده روی های طولانی ، زیر باران راه رفتن های ممتد ، تا مرز تبدیل شدن به خود باران ، حس مرموزی در ته دلم می تپد ، یک شادی بی موقع ، بی دلیل ، به بهانه های ساده ی خوشبختی ، بی هیچ تعریف شناسایی ،  در موجی از حضور ، در طوماری از تنهایی ، و دلی که ساده است و می تواند بی هیچ بهانه ای دوست داشته باشد.  

اخوان می سراید: 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش 

ابر با آن پوستین سرد نمناکش 

باغ بی برگی  

روز و شب تنهاست 

با سکوت سرد غمناکش 

 

ساز او ، باران 

سرودش  ، باد 

جامه اش شولای عریانی است 

ور جز اینش جامه ای باید ، بافته بس شعله ی زر تار پودش ، باد 

گو بروید یا نروید ، هرچه در هر جا که خواهد یا نخواهد 

باغبان و رهگذاری نیست 

باغ نومیدان 

چشم در راه بهاری نیست 

 

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد 

ور به رویش برگ لبخندی نمی روید 

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ 

داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید 

 

باغ بی برگی  

خنده اش خونی است اشک آمیز 

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن 

پادشاه فصل ها ، پاییز

نظرات (30)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جمعه 24 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 21:54
+ صادق (فرخ)
سلام چه تفاهمی؟ همین چند ساعت قبل در باغ سالار بودم.
باغی که روزگاری در حومه ی رشت بود و اکنون به آن چسبیده ...
هنوز نارونهای پیر بودند ... در روزگار جوانی ام همیشه میعادگاهم بود با پاییز ! صبحها و در هوای ابری ، آنجا مه آلود بود . .. و من گاه آتشی کوچک بر می افروختم و ساعتها می نشستم و به پاییز که در هیبت نارونها همیشه زیباتر است نگاه میکردم .
آن روزها چند بار عاشق شدم .... و امروز دلم گرفت .
رفتم و نارونهای باغ را دیدم .... یکی از آنها را در آغوش گرفتم .
اما بوی همیشگی را نداشت ... مثل ان روزها مهربان نبود .
سر و صدای موتورسیکلتها و ماشینها اذیتش میکرد .... هنوز برگهایش سبز است و من با او قرار گذاشتم که وقتی پاییز آمد ، به دیدارش بروم . نمیدانم شاید برای این همه سال که از او دوری گزیده ام چنین سرد شده بود و تحویل نگرفت .
ویس عزیز همانجا به یاد تو بودم و میدانستم که در عصر دلگیر جمعه احتمالا چیزی خواهی نوشت .... تا رسیدم ، بدین ماوا بازامدم و لذت بردم ..... چون همیشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

حرف بی راهی زدم اگر بگویم ، قدر جایی راکه هستید، بدانید چون مطمئن هستم می دانید.جنگل مه آلود ، وای برای من یک رویاست با آتشی روشن.چه احساسی دارید اونموقع ، وصف نا پذیر.فکر کنم درخت شما را تحویل گرفت و خوشحال شد و سردی شاید از خودتان بود که اعتراف کردید عاشق نیستید .ولی من شک دارم چون کسی که ادراکش از فضا اینقدر بالاست حتماً دل عاشقی دارد.شخص مهم نیست.چه کسی درخت را در آغوش می کشد؟ ادم های کمی مثل سهراب و شما .پاییز مبارک
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:18
+ قندک
دوباره پاییز از راه رسید دست به عصا و خسته
روی فرشی از غم مهمون ما نشسته
پنجره رو نبدید که پاییز قشنگه
چهارتا فصل خدا هرکدوم یه رنگه
روانش شاد مرحوم سخایی
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز و مهربان.گاهی شک می کنم که آیا پاییز نوید مرگ می دهد یا زندگی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .برای من پاییز پیام دگردیسی دارد .پیام پروانه شدن
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 11:21
+ قندک
راستی داشت یادم می رفت. روح زنده یاد مرحوم اخوان و رفتگان شما هم شاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .روح همه ی ما هم شاد باشد . باور کنید من هر روز می گویم ، خدا بیامرزم
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 12:42
+ مهستی
سلام ویس عزیز

چقدر نوشته ات به دلم نشست . یه حس مشترک...

جانا سخن از زبان ما می گویی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من . حتماً همینطوره ، دلیل دوستی ها داشتن همین حس مشترک است.پاییز مبارک
یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 17:07
+ باران
..

پادشاه فصل ها

پاییز ..



امضاء:پاییز طلایی خود شیفته!

سلاملیکم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از بنده است .

خوبید؟ سلطان بانو خوب هستند؟ سلام ما را برسانید
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 03:16
+ ایمان
دلم عجیب هوس بارون و پاییز رو کرده...

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آخ بارون ، چقدر به آسمان نگاه کنیم. چرا حسرت بارون مونده روی دلمون.
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 09:04
+ پرنیان
سلام
نمی دونم چرا ، نشانه های پائیز امسال برای من آه کشیدنهای مکرر به همراه دارد.

عاشق پائیزم و یه چیزی انگار توی این زیبائی گمه .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بارون کمه. ولی خنکای صبحگاهی و غروبگاهی را حس می کنم. بارون که بیاد تابلو کامله. پازل پاییز داره چیده میشه.
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 13:59
+ خلیل
سلام،

هر لحظه احساس شادی، غنیمتی است بزرگ.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این شادی ها ، بهانه های ساده ی خوشبختی هستند .وشاید تا آخرشم بهانه بمونند.
چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 12:43
+ ستوده
سلام ویس عزیزم مهربانم بسیار زیبا نوشته ای با خواندنش دلم هوای پاییز را کرد شاید چون دختر پاییزم .
ولی از اینکه مدارس دارند باز میشوند دلهر های مرا گرفته وبا این درد کمرم نمیدونم چطور امسال میخوام درس بدم همین مرا عذاب میده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

چرااااااااااااباید کمرت درد کنه؟ ورزش کن و بهترین ورزش شناست .الان می گی وقت ندارم.در روز یک ساعت برای خودت بگذار و بپر تو استخر ببین بعد از شش ماه خوب خوبی.

دلهره نداشته باش .معلم به این خوبی ، مثل شیر میره سر کلاس.
چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 12:45
+ ستوده
پس من پرنسس هستم وخودم خبر ندارم .
من در پادشاه فصل ها به دنیا آمدهام برای همینه که احساس فرمانروایی بهم دست میده .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کی بهتر از شما .توی این زمانه که یکی ادعای خدایی می کنه و یکی ادعای نجات دادن مردم دنیا و یکی......خرج که نداره شما هم پرنسس باش.که به نظر من خیلی هم مناسبه.

تا آنجایی که من دیدم متولدین پاییز خیلی مهربان هستند .اولیشم خودتی.و تازه فرمانده سربازخونه هم هستی داری با سه تا مرد زندگی می کنی.
پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 00:46
+ جیران
باغ نومیدان , چشم در راه بهاری نیست . بارها و بارها طعم گس اما شیرین این شعر بار دلم رو سبک تر کرده . سپاس دوباره مزمزه اش کردم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قبول دارم.شعرهای اخوان ، ظاهراً کمی خشن است ولی در بطن آن جز نرمی و احساس و زیبایی نیست.
پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 12:31
+ آذرخش
سلام
حال و احوال؟
خوبی؟
چه خبرا؟
ممنونم سر زدی
یه چند روزی ماموریت بودم و نتونستم بیام. شرمنده
بر عکس من از پاییز واقعا متنفرم
آخه تابستون که تموم میشد باید می رفتیم مدرسه و اول بدبختی بود. اینقدر که از مدرسه بدم میاد
تنها خوبی که واسم داره اینه که کمی هوا خنک میشه

شاد و سلامت باشی

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .حال شما ؟ خوبید ؟ خوشید؟

شما دیگه چرا؟ شما که دانش آموز زرنگی بودید. والان هم که دانشمندید.

تازه اهواز که در پاییز خیلی بهتره. البته نظر شماست و من هم احترام می گذارم.
شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:58
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. اولین روز از اولین ماه اولین فصل سالتون بخیر و شاد کامی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .برشما هم مبارک.قشنگی ی روز اول پاییز ، غیر از همه چیز ، بیشتر به اینه که تولد استاد شجریان هم است.
شنبه 1 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 20:20
+ مریم
پاییزت مبارک و ممنونم .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
معلم مهربان ، مریم عزیز ، مهرماه برایت مبارک باشد
دوشنبه 3 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:51
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. خیلی این پیام پروانگی تون جالب و زیبا بود.اما نمیدونم چرا من بیشتر بهار و تابستونو دوست دارم .شاید به دلیل اینکه خودم بهاری هستم؟ضمنا از دگر دیسی شدن هم یکم واهمه دارم. هرتغییری به هرشکل منو حیران و مظطرب می کنه.آسه برو آسه بیا اونم توی یک خط مشخص و علامتگذاری شده.به محض کوچکترین تغییر نگران می شم و بهم می ریزم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
معمولاً ما ایرانی ها از تغییر می ترسیم.فکر کنم ریشه در تاریخ مان دارد.

توی یک خط رفتن کمی کسالت بار نیست؟ گاهی بد نیست آدم دلشو به دریا بزنه و یه دسته گلایی به آب بده.مقصودم منحرف کردن شما نیست .شعر بانو سیمین غانم را شنیدید؟..دلم می خواد یه دسته گل به آب بدم ، آرزوهامو به یک سراب بدم....حالا یادم نیست که آرزوهاشو به یک حباب میده ، یا به یک سراب ؟یادم نیست.

مثلاً هرروز بلند میشید می روید اداره ، بعدشم بر می گردید خونه ..خوب یه روز بلند شید برید اداره ، اما نروید اداره ، موبایلتونم خاموش کنید و برید توی جاده چالوس بشینید کنار فهوه خونه های کنار رودخونه و کباب بخورید و به صدای آب گوش کنید و عصر هم بر گردید انگار نه انگار ..اینکه کار بدی نیست یک تغییره از همین جا شروع کنید .خوبه ، خدا گواهه
دوشنبه 3 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 13:02
+ باران
سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی

.
.

سلام بر بانو ویس خودمون!
داشتیم سعدی میخوندیم یاد شما افتادیم
پاییز بر شما خوش ..

امتیاز: 0 0
پاسخ:
من ای صبا ، ره رفتن به کوی دوست ندانم

تو می روی به سلامت ، سلام من برسانی

سلام و ارادت.چه خوب که یادی از من ، هنگام خواندن طیبات ،کردید.

همیشه خشنود باشید سلام مرا هم برسانید.
دوشنبه 3 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 20:15
+ آفتاب
سلام ویس نازنینم .. ممنونم بابت تمامی مهر و عطوفتت عزیزم .

پاییز با اینکه اکثرا فصل دلگیری می دونند اما زیبایی های خاص خودش رو داره مخصوصصا برای شاعران و هنرمندان و البته ادیبانی چون ویس عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من ممنونم از حضور همیشگی و پراز محبتت.

پاییز را دوست دارم برای بوی نمی که دارد و نسیمش .حتی وقتی باران نمی آید باز هم بوی باران است. در ضمن از لطفت ممنون. ما کجا ، دریای بی کرانه ی ادبیات کجا؟
سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:45
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. چقدر این شعر اخوان زیباست.روحش شاد.مجددا عرض می کنم دست شما هم درد نکنه
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی

روز و شب تنهاست

با سکوت سرد غمناکش

درود بر شما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من. بعد از خوردن سیب زمینی ها ، حالتون چطوره؟

شعر های اخوان را دوست دارم.و اعتقاد دارم اگر او نبود شاید شعر نیما به این موفقیت نمی رسید.خوان هشتم ، زمستان و....روحش شاد
سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 11:35
+ فرید
سلام و درود
پاییزان.... آغاز برگریزان.... پاییزان...
هر وقت پاییز شروع می شود به یاد این ترانه غمگین فیلم پاییزان می افتم...
غم شیرین پاییز، از آن غم هایی که من آنرا شادی ذاتی می دانم... فکر می کنم بعضی غم ها می ایند تا ما شاد شویم... شادی درون... شعفی که از سلول های مان زبانه می کشد و گرمایش سرمای وجود خاک گرفته مان را مبدل می گرداند....
***
سلام پاییز!
قدمت مبارک... بهاران دوباره ای به دامان طبیعت...
و نهال امید شروعی دگرباره را در جانم می کاری...تو ای باغبان دل ها... پاییز....
***
سلام دوباره بر شما...
ممنونم از حضورتان در کلبه تکراریم... این حضورهای صمیمی نمی گذارد برای نبودن هایم، بهانه ای نیاورم... ممنونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.خوشحالم که دوباره آمدید .دلمان تنگ قلمتان بود.من هم پاییز را به دلایلی که آوردید دوست دارم.شعفی که از سلول هایمان زبانه می کشدو گرمایش سرمای وجود خاک گرفته مان را مبدل می کند....قبول دارم که پاییز فصل دگردیسی است و پاییز رنگین کمان فصل هاست.

ممنون که به من سرزدید.روزگار خوش باد
سه‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 14:03
+ آذرخش
سلام
حال و احوال؟
خوبی؟
خوشی؟
ممنونم بهم سر میزنی. این از لطفته.
درسم بد نبود اما از مدرسه متنفر بودم. هم اینکه جذابیت خاصی واسم نداشت. هم اینکه میدیدم وقت تلف کردنه.مطمئنم کلاس پنجم دبستان معلومات من بیشتر از خانم معلممون بود(منظورم سواد نیستا). چه میشه کرد. همه چیز توی زندگی ما به اجباره
آره هوای اینجا یکم بهتر شده. اما هنوز کولر ها روشنه. به نسبت تابستون که جهنم بود الان برزخ شده
روز و روزگار خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.من هی آمدم و دیدم شما در مرداد ماندید .الان مهرماه است از مرداد بیرون بیایید.

معمولاً بچه های باهوش در کلاس سروصدا دارند و معلم را عاصی می کنند.شما هم به همین دلیل از مدرسه فراری بودید.
امیدوارم برزخ هم تمام شود و به بهشت برسید .

خوب و خوش باشید.
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:04
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز پروانه ای.ممنونم از لطفتون. عمری اینطوری بار اومدم.اگه یک لحظه از مدرسه دیر به خونه می رفتم همه نگران می شدند می افتادن دنبالم. شاید اینم یک دلیلش باشه!عادت.طوری هستم که مثلا اگر مثل این مدت جلوی یکی از پل های پارک ملت ولی عصر که همیشه ازش رد میشم چیزی گذاشته باشن اعصابم خرد میشه چون مجبورم پل دیگری را انتخاب کنم که بقیه مسیرم را هم دستخوش تغییر می کنه.مثلا مجبور میشم از کوچه سایه برم جردن واین اذیتم می کنه. راستی متوجه کامنتتون نشدم؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا بقیه عمرتون یه جور دیگه خودتونو بار بیارین.چرا که نه؟ شما می تونید خداگواهه.

در باره ی کامنتم میام پیشتون توضیح میدم.
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 15:10
+ قندک
با سلام و عرض ارادت مجدد. بنده هم امروز متوجه کامنتتون نشدم.شما هم تشریف نیاوردید روشن گری بفرمایید؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام الان میام ببینم باز چه دسته گلی به آب دادم.
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 17:29
+ مهناز
سلام عجیجم وب نازی داری خوش حال میشم به من سر بزنی و بامن تبادل لینک کنی موفق باشی عجیجمsky.love.loxblog.com
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواستم بیام.ولی هفت خوان رستمه. رمز و کد و چیزای دیگه.منصرف شدم.در هر حال ممنون که سرزدی
پنج‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 00:41
+ آفتاب
وقتی که می رفتی
"بهار" بود
"تابستان" که نیامدی،
"پاییز" شد
"پاییز" که برنگشتی،
"پاییز" ماند!
"زمستان" که نیایی
پاییز می ماند...
تورا به دل پاییزی ات
فصل ها را به هم نریز!!

"عباس معروفی"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شعر قشنگیه .ولی وقتی میاد همه چیز را به هم می ریزه ، فصل که سهله.
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:44
+ صادق (فرخ)
حال که پاییز آمده و رویاهای رنگارنگ طبیعت هر شب در خواب درختان سر ریز میشوند ، باید از لحظه های ناب خود بنویسی ویس عزیز ....... دو هفته ای می گذرد از انتشار اخرین یادداشتت
و من شگفت زده ام که تو هنوز به شوق پاییز مبتلا نگشته ای انگار .// پادشاه فصلها عاشق ستایش است .
مخصوصا که انسانی چون شما او را بستایی و لی لی به لالایش بگذاری ... این پاییز هم دارد مثل همه ی پاییزان گذشته می گذرد ویس عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مستم و گم کرده ام راه خرابات را ، باور کنید یه جورایی گیجم. دیشب که باران اومد و من گوش می کردم دیدم چقدر در حسرت این باران بودم و امروز صبح دلم می خواست سرکار نروم و به جایش پیاده روی کنم.ولی خوب ، " غم نان اگر بگذارد " بوی خوب هوا البته صبح های زود خیلی لذت بخشه. شما که در بهشت زندگی می کنید و گوشتان پراست از صدای باران .در هر حال ممنونم.همیشه خوب و خوش باشید دوست من.
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 10:06
+ آذرخش
سلام
خوبی؟
خوشی؟
سلامتی؟
خوش میگذره؟
آخرش حرفتو گوش گرفتم و آپ کردم

اتفاقا من از اون بچه مظلوم ها و ساکت ها بودم، البته شیطنت هامو یواشکی و مرموزانه انجام میدادم صداش در نیاد

شاد باشی و حتما سر بزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.خوبم و سلامتم .الان میام ببینم چکار کردی.حتماً مثل همیشه عالیه.

به به چی شد چشم ما روشن ، نوه ی ما یواشکی چیکار می کنه؟؟؟؟

همیشه سالم باشی.اما مواظب شیطنت هایت هم باش .
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 12:05
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. امیدوارم هفته خوب و پر باری پیش رو داشته باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم برای شما هم خوب باشه. خوب خوب
شنبه 8 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 18:47
+ پرنیان
بیینم ! نکنه می خوای تا آخر پائیز روی همین پست باقی بمونی ؟


هان؟


اعصااااب نداریما!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای وای کی پرنیان منو عصبانی کرده .می کشمش .خودم؟؟

گاهی خیلی یللی می زنم . ولی فرمان شما به روی چشم ما بانو ی عزیزم.
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 02:50
+ مریم
ممنونم عزیزم .
حالت چطوره خانومی؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالم گرفته است .ملالی اگر هست از دیده هایم است که می بیند هر روز بدتر از دیروز
یکشنبه 9 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 11:25
+ قندک
سلام و درود فراوان بر شما.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام از من است. ارادت دارم