X
تبلیغات
رایتل

لحظه های ناب

درآن سوی شب وروز چه قلب های بزرگی که می تپند هنوز
یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1391

هستی من

دیروز که رفتم سر کار یک جعبه شیرینی زدم زیر بغلم و بردم.همه گفتند خوب مبارکه چی شده ؟ گفتم چون چیزی نشده ، آوردم بخوریم به سلامتی این که چیزی نشده ، همه مثل همیشه متعجب شدند. همه چی باید دلیل داشته باشه؟  

گفتند اینایی که مواد مصرف می کنند یک صداهایی را می شنوند که بهشون میگه مثلاْ برو فلان جا و یا بزن یکی را بکش و یا...حالا جالبه دور از جون خودم ،من که اصلاْ اهل این حرفا نیستم ، صدایی هی دردرونم یه چیزایی می گه ، از زبان خودم با خودم. 

عوض می کنم هستی خویشتن را 

نه با هر چه خواهم که با هر چه خواهی 

عوض می کنم هستی خویش را  

با کبوتر 

که می بالد آن دور 

زین تنگناها 

فراتر 

عوض می کنم هستی خویش را با 

چکاوی که در چارچار زمستان  

تنش لرز لرزان 

دلش پر سرود و ترانه 

عوض می کنم خویش را با اقاقی 

که در سوزنی سوز سرمای دی ماه 

جوان است و جانش پر است از جوانه 

بسی دور رفتم 

بسی دیر کردم 

من آن بذر بی حاصلم  

کاین جهان را  

نه تغییر دادم 

نه تفسیر کردم 

عوض می کنم هستی خویش را با 

هر آن چیز از زمره ی زندگانی 

هر آن چیز با مرگ دشمن 

هر آن چیز روشن 

هر آن چیز جز ؛ من ؛

نظرات (19)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 22:18
+ سهبا
چه خوبه که گاهی شیرینی بگیری واسه اتفاقی که نیفتاده ! چقدر این نگاه قشنگه !
سلام ویس عزیزم . من هم عوض می کنم هستی خویشتن را ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام سهبای نازنین.خوبید. جات خالی چسبید.من عاشق شیرینی و بستنی هستم.به علاوه ی نون سنگک .می تونم تمام روز فقط نون سنگک بخورم.عاشقشم.

شعر از شفیعی کد کنی است.بسیار دوستش دارم و بسیاری از شعرهاشو حفظم.

شوخی : می گویند ترک ها نون بربری دوست دارند. خوب من متاسفانه ترک نیستم ، سنگک دوست دارم.یه تیکه سنگک یه گاز بستنی.به به
یکشنبه 8 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 23:05
+ پژمان
مرسی بخاطر کامنتی که گذاشته بودین، هرچند منظور من دقیقا چیزی که شما نوشته بودین نبود.
راستی چه جور شیرینی گرفته بودین؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام . خوبید؟ در هر حال من از نگاه خودم نوشته ی شما را خوندم.

یک قنادی تازه نزدیک خونه مون باز شده که شیرینی های وحشتناک خوشمزه داره .اسم های من در آوردی داره .اما تا سال دیگه این موقع ، اگر به همین ترتیب که دارم می خورم ، بخورم حتماً صد کیلو میشم.جاتون خالی
ممنون که به من سرزدید.
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 08:34
+ نوشته های پراکنده
سلام
خوبی؟
خوشی؟
آفرین. چه دلیل خوبی برای شیرینی خریدن
دم این ندای درونت گرم. چه چیزایی ازش تراووش میکنه. خوشبحالت
مرسی بهم سر زدی. راستش این مطلب رو واسه خانمها نوشتم. ما مردها معمولا همه چیز خواریم و بهداشتی هم نیستیم
روزهای خوبی داشته باشی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 08:46
+ پرنیان
چی توی اون شیرینی بوده ؟

باید نمونه اش رو بدیم آزمایشگاه برای بررسی بیشتر

خیلی شعر قشنگیه . به هر حال هر چی توی اون شیرینی بوده ، تاثیرش عالی بوده.

بسی دور رفتم
بسی دیر کردم
من آن بذر بی حاصلم
کاین جهان را نه تغییر دادم
نه تفسیر کردم
عوض می کنم هستی خویش را با
...
هر آن چیز جز من !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه از شراب مست میشن ما از شیرینی . والا نمی دونم فروشنده می گفت اسمش کراسان است.نمی دونم این اسما رو از کجا میارند ولی خیلی خوشمزه بود جات خالی
این شعر را هم خیلی دوست دارم.
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 14:28
+ قندک
با سلام و درود فراوان. به به. چه طرز تفکر محشری. کاش من هم بودم و از آنشیرینی تناول می نمودم.فایده ندارد دیگر بروم عوض نمایم هستی خویش را با هرچه باشد. هرچه گویی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدرس بدید براتون بفرستم

باید همه مون برویم عوض کنیم هستی خویشتن را. خدا گواهه
دوشنبه 9 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 20:05
+ هاتف
شما باور ندارین که هر چیزی دلیل داره؟!
پس چطوروقتی پرسیدن چرا شیرین گرفتید؟دلیل اوردید چون چیزی نشده!خوب این هم دلیلیه برای خودش دیگه نیست؟
در ضمن اینکه میگم هر طورراحتی باش تاجائیه که قانون و شرع و عرف و....اجازه میده!!!
البته تویخیلی چیزا میشه آدم خودش باشه و وقتی که خودشه راحته مگه نه؟
راستی اگرحالکردی سری هم به مابزن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
یکی گفت من فلسفه را قبول ندارم.در جوابش گفتند اتفاقاً قبول دارید .گفت چطور ؟ گفتند چون شما با یک فلسفه ای دارید فلسفه را رد می کنید. از نکته سنجی شما ممنون
این سه تا قانون خیلی دست و پا گیر شدا
سه‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:11
+ فرخ(صادق)
سلام ... چقدر امیدوارانه است این یادداشت؟!!
به نظر می رسد انسانی مغموم از تنگنای تضرع و عزلت و تنهایی ، به سوی مرغزار طرب باز گشته است .
شعر زیبای کدکنی و جعبه ی شیرینی ، چنین علایمی دارد .
خوشحالم از این بابت ... بسیار شادمانم !
من معمولا شیرینی نمی خرم و نمی خورم ... نشئگی میآورد .
مرا به زندگی می چسباند . از سالهای نوجوانی همین طور بودم . بستنی را حتی در گرمترین روزهای سال نمی خورم ... به گمانم اینها مستی اورند . اما برای تو دوست عزیز که مدتها در ملال و محنت زیسته ای ، مفید است . شاید این خواست پروردگار بوده که قنادی جدیدی در نزدیکی خانه ات افتتاح شود .... تا بلکه زندگی را دوباره ببنی و فرموده ی کدکنی عزیز را در روزهای زندگی ات جاری کنی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.چطور ممکنه کسی بستنی نخوره؟ من عاشق بستنی هستم.حاضرم به جای وعده ی غذا بستنی بخورم.و شیرینی هم همینطور.یعنی چی که نشئگی آوره ؟ واقعاً نمی فهمم.
اما می ترسم این خواست خداوند!!!! حسابی مرا چاق کند.یه جایی خوندم که جهان به سمت چاقی میرهای بابا می خوام چاق بشم. خیلی هم خوبه. همه دارند از لاغری می شکنند.
چهارشنبه 11 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 01:23
+ فرخ(صادق)
ویس عزیز
اگر مثل من با مرتاضان هند مدتی معاشرت می کردی ، میدانستی که چرا از شیرینی و گوشت و غذای لذیذ پرهیز میکنند.
اما برای شما مفید است ... حدس میزنم که اضافه وزن هم نداشته باشی ... پس فعلا بخورید و لذت ببرید .
همه ی امید من و دوستان در این است که امیدوارانه زندگی کنید و لذت ببرید .... حتی با خوردن شیرینی و اضافه وزن !
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بر مارکوپولو ی عزیز

بابا جان شما خیلی آدم عجیب و در عین حال جالبی هستید. کجاها که نبودید!!!

البته ببخشید از حریم خودم اومدم جلو.

واقعاً خیلی جالبه .با مرتاض هندی شما چیکار می کردید

امروز بروید ویک بستنی ماست بخورید و لذتش را ببرید . چاق
نمی کنه .راستی می دونید که بستنی ضد افسردگیه .

در هر حال ممنونم .
شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 13:47
+ قندک
سلام و درود فراوان بر ویس عزیز. آقا ماهم از اون شیرینی های بی بهانه هوس نمودیم خداگواهه!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بفرمایید .منزل بی ریاست .
یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:37
+ هاتف
خیلی داره دیر میشه ها!
منتظرم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای وای .
یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 12:58
+ نوشته های پراکنده
یعنی باید پاسخ همه رو بدی غیر از من؟ (حیف که از اون علامت های دل شکسته نداره)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای وای .درست گفتید.رفتم کامنت ها را خوندم نمی دونم چرا جواب ننوشته بودم.باباجان تمام قد از شما پوزش می طلبیم.

گیج می زنم. دیروز هم یکی از من گله کرد که با همه احوالپرسی کردی ولی جواب سلام من را ندادی.در حالیکه من اصلاً ندیده بودمش.خلاصه این روزا همش دارم معذرت خواهی می کنم.
بازم ببخشید.
یکشنبه 15 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 23:01
+ پژمان
سلام
خوبین؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

روزگارم بد نیست .
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 14:37
+ باران
دوباره سلام ..

همیشه درود ..


:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

اوقاتتان خوش.
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 20:20
+ خلیل
سلام،

نوش جان: شرینی، بستنی و عوض کردن هستی خویش!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .جای شما خالی

به امید روزی که همه مون ،توی خیابونا برای یک شادی همگانی ، شیرینی بخوریم.
دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 23:50
+ ایمان
نوش جان...چه کار خوبی...

پیروز باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیدیم در شهر دل خوش را حتی گرمی هم نمی خرند ، گفتیم خودمان خریدار یک لحظه دل خوش باشیم.

زنده باشی
سه‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 22:28
+ پژمان
ممنون دوست من
من خوبم
خوشحالم که شما هم خوب هستین.
امیدوارم که واقعا و از ته قلب خوب و خوش باشید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ته قلب !!! ته قلبم !!خیلی دعای جالبی کردید. ته قلبم خیلی مخفی و بسته است . رمزش را فراموش کردم. گاهی که می خوام یادم بیارم ، بی خیالش میشم. چه دفترهای نوشته ای که اونجاست ، که عزیزه .چه عکسایی !!چه خاطراتی !! اوه ولش کن باز دارم قاطی می کنم . فعلاً با لب پنجره ی دلم کار دارم .ممنون .شما هم خوشحال باشید. شما هم لب پنجره ی دلتون گلدون بگذارید . خوبه . همین الان به خاطر این کامنت شما یک پست می گذارم.ممنون انگیزه ی خوبی شدید.
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 09:47
+ قندک
سلام و درود بسی فراوان بر شما. شما هم که نه آپ جدیدی. نه پست جدیدی. هیچی؟ اجازه؟ اقلا هرروز دوستان را با بیتی از اشعار ناب مولانا مهمان کنید.درود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

یک دفعه دیدید جو گیر شدم هر روز مولانا خوانی راه انداختم .

چشم قربان
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 10:12
+ قندک
من عاشق این شعری هستم اینجا گذاشته اید. هروقت میام می خونمش و خسته نمیشم از تکرارش. چون از منیت بیزارم
مرحبا.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .

مرحبا به شاعری که ، عاشقشم. شفیعی کدکنی.
این شعر را حفظم. حرف دل منه
چهارشنبه 18 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 14:42
+ مریم
سلام خانومی .
هستم !
خوبی ؟
شیرینی هم نوش جاااااااااااااااان. شیرین کام باشی الهی .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من . بابا یک دفعه نا پدید می شی.نگران می شم.
خوشحالم که خوبی